برگردان به زبان ساده
آن گرم خو بسوز دل ما رسیده بود
خوناب این کباب بر آتش چکیده بود
هوش مصنوعی: آن شخص با دلخوشی و عشقی که داشت، موجب سوختن دل ما شده بود. حالا در حالی که غم و اندوه ما مانند روغن بر آتش میچکد، این درد و داغ همچنان در وجود ما حس میشود.
در گلستان بیاد دهان تو غنچه را
امسال باغبان همه نشکفته چیده بود
هوش مصنوعی: در این سال، باغبان تمام غنچهها را که در گلستان بودند، قبل از باز شدن و شکوفا شدن چیده است و به یاد دهان تو، من به این فکر میکنم.
همچون چراغ روز براه تو سوختیم
لخت جگر که انجمن افروز دیده بود
هوش مصنوعی: ما مانند چراغی در روشنایی روز، برای تو سوختیم و از دل سوختهمان نور روشنی به وجود آوردیم که چشمان همه را خیره کرد.
بیروی تو ز دیدن گل چشم حیرتم
افکارتر ز گوش نصیحت شنیده بود
هوش مصنوعی: زمانی که تو را نمیبینم، زیبایی گل موجب شگفتی من میشود و افکارم بیشتر از آن چیزی است که از گوشم شنیدهام.
چون گوهرم بسوی وطن بازگشت نیست
این مرغ از آشیان به چه طالع بریده بود
هوش مصنوعی: من مانند یک گوهر هستم که بازگشت به وطن برایم ممکن نیست. این پرنده (من) از آشیانهاش چه سرنوشتی دارد که از آن جدا شده است؟
ایدل ز سخت گیری صیاد ما مپرس
آنرا که بست رشته بپا پا بریده بود
هوش مصنوعی: ای دل، از سختگیری صیاد ما چیزی نپرس، زیرا آن که دام را بسته بود، پاهایش را بریده بود.
می خواست جای خار دگر واکند کلیم
خار غم ترا اگر از پا کشیده بود
هوش مصنوعی: کلیم، میخواست که در دل خود، غم را از بین ببرد و به همین دلیل، اگر غم تو او را از پا درآورده بود، میکوشید تا آن را کنار بزند و فضای دیگری ایجاد کند.