برگردان به زبان ساده
دل به جذب خواری خود جور دشمن میکشد
شیشه ما سنگ از دست فلاخن میکشد
هوش مصنوعی: دل به دلیل نفرت و طعنههای دشمن خود را کوچک میکند، مانند شیشهای که از سنگ فلاخن آسیب میبیند.
نشنود گر بوی خار از دامن صد پارهاش
سالک راه طلب کی پا به دامن میکشد
هوش مصنوعی: اگر سالک راه طلب حتی بویی از خار را از دامن صد پارهٔ خود نشنود، چگونه میتواند پا به دامن بزند و در جستجوی خود پیش برود؟
تا لبم را بسته شرم عشق میسوزم ز رشک
هرکجا بینم که دودی سرز روزن میکشد
هوش مصنوعی: به خاطر شرم عشق، نمیتوانم لب به سخن بگشایم و از حسادت میسوزم هرجا که دودی از روزن بیرون میآید.
از مغیلان کار سوزن گیر در راه طلب
نیست سالک آنکه خار از پا به سوزن میکشد
هوش مصنوعی: در مسیر جستجو و تلاش، کار راحت و بیدردی وجود ندارد. کسی که در پی هدفی میرود، باید با مشکلات و چالشها دست و پنجه نرم کند و اگر در این راه به سختیها بر بخورد، باید با تلاش و صبر از آنها عبور کند.
کشته ما را اگر ننواخت برق حادثات
نیست غافل انتظار وقت خرمن میکشد
هوش مصنوعی: اگر ما را حوادث زمانه زخم نزند، نشانهاش این است که در انتظار فرصتهای مناسب هستیم و از تأخیر در رسیدن آن ناراحت نیستیم.
در بیابان طلب تشنگی بر دم به خاک
از مزار من چراغ مرده روغن میکشد
هوش مصنوعی: در بیابان، وقتی که به دنبال آب هستی، از کنار قبر من عبور میکنی و میبینی که چراغ خاموشی از آنجا روغن میکشد.
گر به هجران شادمانم از امید وصل اوست
در قفس بلبل صفیر از شوق گلشن میکشد
هوش مصنوعی: اگرچه در جدایی و دوری از معشوق خوشحالم، اما این شادی به خاطر امید به وصال اوست. مانند بلبل که در قفس به شوق گلستان آواز میخواند.
بخت ما هرجا که بزم عشرتی سامان کند
شیشه راه سنگ میبیند چو گردن میکشد
هوش مصنوعی: هر وقت که شانس ما به جشنی خوشی میرسد، شیشهی نوشیدنی به سنگ نگاه میکند و مانند وقتی که گردن میکشد.
در کنار خویشتن پروردمش عمری کلیم
اشک کم فرصت که لشکر بر سر من میکشد
هوش مصنوعی: مدت زیادی را در کنار خودم بزرگش کردم و مثل کلیم (موسى) اشک ریختم، اما فرصت کمی دارم چون دشمنان به من حمله میکنند.