برگردان به زبان ساده
چند نومید ز کوی تو دل زار آید
چون تهیدست که از میکده هشیار آید
هوش مصنوعی: برخی از افراد ناامید از عشق و زیبایی تو، دلشان در حال گدایی و زاری است، مانند کسی که از نعمتهای میکده بیبهره مانده و به حالت هوشیاری بازگشته است.
خار پا در ره ادبار ز دامن روید
سر سودا زده در جیب بدیوار آید
هوش مصنوعی: خارهای پای انسان در مسیر ناامیدی از دامن او بیرون میآید و سرخی سودا در جیبش به دیوار میزند.
فقر اگر زخم زند مرهمش از عزلت نه
که تهیدست خوردن خون چو ببازار آید
هوش مصنوعی: اگر فقر به ما آسیب برساند، درمان آن تنها در دوری و تنهایی نیست؛ زیرا کسی که تهیدست است و در بازار به دنبال روزی میگردد، با این کار خود را ضربهزننده به زخم فقر میکند.
عشق تا قابل زخم ستمم می داند
تیغ از موج نفس بر دل افکار آید
هوش مصنوعی: عشق به قدری عمیق است که درد و رنج ناشی از ستم را میشناسد و مانند تیغی که از امواج نفس بیرون میآید، بر دل افکار تاثیر میگذارد.
می کند نرگس بیمار تو غمخواری دل
همچو مستی که بپرسیدن بیمار آید
هوش مصنوعی: نرگس بیمار تو با نگاهش دل را تسکین میدهد، مانند شخصی که وقتی بیمار است، به دنبال کمک و دلجویی میرود.
کس ندیدیم که مردود رود از در عشق
آتش آن نیستکه از خار و خسش عار آید
هوش مصنوعی: هیچ کس را ندیدهایم که از در راه عشق برگردد، چون آتش عشق آنچنان است که او را از خار و علف زار شرمنده نمیکند.
می توان یافت سرشگی که ز دل می خیزد
بی نشان نیست اگر طفل زگلزار آید
هوش مصنوعی: میتوان اشکی را که از عمق دل سر میزند پیدا کرد؛ چیزی در آن نیست که اگر کودکی از باغ گل به دنیا بیاید.
شب آدینه بدریوزه میخانه شهر
شیخ پنهان رود و از ره بازار آید
هوش مصنوعی: در شب جمعه، در میخانه پنهان شده است و از مسیر بازار به آنجا میآید.
گر متاع سخن امروز کسادست کلیم
تازه کن طرز که در چشم خریدار آید
هوش مصنوعی: اگر امروز صحبت و سخن ارزش چندانی ندارد، باید شیوه و بیان خود را تازه و نو کنید تا در نظر شنونده جذاب و قابل توجه شود.