برگردان به زبان ساده
سرفراز آن سر که فارغ از غم سامان شود
بر سرت گل زن که از دستار روگردان شود
هوش مصنوعی: سرفراز کسی است که از غمها رهایی مییابد و وقتی این حالت دست میدهد، بر سر او گل بپاشید، زیرا که دلتنگی و ناامیدی از او کنار رفته است.
هر که چون سوزن زتجریدش بود سررشته ای
صد رهش گر جامه پوشانی دگر عریان شود
هوش مصنوعی: هر کس که مانند سوزنی از دنیای مادی و ظاهری فاصله بگیرد و به صفای باطن و معنوی خود بپردازد، حتی اگر در دنیای مادی هم پوشش و ظاهری داشته باشد، در حقیقت در روح خود عریان و بیپناه خواهد بود.
عاشق بیچاره از یک دیده در پاس رقیب
وز دگر چشمی بکار خویشتن حیران شود
هوش مصنوعی: عاشق بیچاره از یک چشم به رقیب نگاه میکند و از چشم دیگرش به خودش، و در این حالت گیج و سردرگم میشود.
هیچ جا بهر وطن غیر از دیار عشق نیست
خانه در آن ملک از سیلاب آبادان شود
هوش مصنوعی: هیچ مکانی برای وطن جز سرزمین عشق وجود ندارد و در این سرزمین، حتی سیلابها نیز باعث رونق و آبادانی میشوند.
شوق زخم ما چو سازد جذبه خویش آشکار
تیرها در ترکش او جمله چون پیکان شود
هوش مصنوعی: وقتی شوق و عشق زخم ما را نمایان میکند، تیرهایی که در ترکش او هستند، همه مانند پیکان میشوند.
در چمن ها لاله نبود بلکه ایام حسود
می زند آتش بباغ ار غنچه ای خندان شود
هوش مصنوعی: در باغها لالهای وجود نداشت، بلکه حسودان باعث آتشسوزی در باغ میشوند وقتی گلبرگی شاداب و خندان ظهور کند.
همچو برق آن آفت صد خرمن هوش و خرد
خویش را زان می نماید کز نظر پنهان شود
هوش مصنوعی: همچون رعد و برق، آن حادثه باعث میشود که هوش و اندیشهام مانند آتش خرمنها، ناگهان نمایان شود و از چشم پنهان گردد.
در تماشای پریرویان اقلیم خیال
دیده گر بر هم نهی چشمت نگارستان شود
هوش مصنوعی: اگر در دنیای خیال به تماشای زیباییها بنشینی و چشمانت را ببندی، جایی مانند یک باغ زیبای نقاشی شده در ذهنت شکل میگیرد.
غیر غم کز حال دل غافل نمی باشد کلیم
کس ندیدم پاسبان خانه ویران شود
هوش مصنوعی: غیر از غم که همیشه در دل احساس میشود، کسی را ندیدم که از خانه خراب و ویران محافظت کند.