برگردان به زبان ساده
نیست مو کز فرق ما برگشتهبختان سر کشید
بر سر شوریدگان سودای او لشکر کشید
هوش مصنوعی: هیچ مویی نیست که از فرق ما برخاسته باشد و نشاندهنده بدبختیمان باشد، بلکه سرنوشت ما بر سر شوریدگان عشق او جزء لشکرهایی است که بهسوی ما میآید.
ای دل از گرمی خورشید قیامت باک نیست
آه سردی میتوان در عرصه محشر کشید
هوش مصنوعی: ای دل، نگران گرمای روز قیامت نباش! میتوان آهی سرد در میدان محشر کشید.
من که یک دستم به جیب و دست دیگر بر سر است
چون توانم شاهد مقصود را در بر کشید
هوش مصنوعی: من که یک دستم در جیب و دست دیگرم بر سرم است، چگونه میتوانم به هدفم برسم؟
تا نگردد خیره هنگام تماشای رخت
دود آهم سرمهای در چشم ماه و خور کشید
هوش مصنوعی: تا وقتی که در هنگام تماشای زیبایی تو غرق حیرت میشوم، اشکهای غم من مثل خط چشم در چشم ماه و خورشید به نظر میرسند.
خوش سخن مستانه میگوید کلیم امشب مگر
از شراب مدحت روح الامین ساغر کشید
هوش مصنوعی: شخصی که لحن زیبایی دارد و تحت تاثیر شادی و سرخوشی قرار گرفته، امشب سخن میگوید. شاید به خاطر شرابی که از ستایش و بزرگداشت فرشتۀ وحی نوشیده، اینچنین خوشزبان شده است.
ای خداوندی که از نیروی اقبال بلند
چرخ را از کهکشان قدر تو خط بر سر کشید
هوش مصنوعی: ای خداوندی که به خاطر قدرت و شانس بزرگت، چرخ فلک را به وسیله کهکشان احترامت زینت بخشیدهای.
چرخ را سرهنگ جاهت شب به نمرودی گرفت
تا سحر از مطبخ جود تو خاکستر کشید
هوش مصنوعی: در شب، چرخ زمان به خاطر قدرت و جاهای که تو داری، مانند نمرود گرفتار شد و تا سحر، خاکستر از سفرهی بخشش و کرم تو برداشت.
بهر تحریر ثنایت دهر در هر سرزمین
صفحههای خاک را از جاده در مسطر کشید
هوش مصنوعی: برای نگارش ستایش تو، در هر گوشهای از زمین، صفحاتی از خاک را به خطی مشخص کشیدند.
فاخته کوکو نگوید زان که از امداد تو
داشت هرکس آرزویی تنگ اندر بر کشید
هوش مصنوعی: فاخته یا کوکو به خاطر اینکه از کمک و یاری تو برخوردار بوده، از آرزوهایش چیزی نمیگوید. هر کس در دلش آرزوی تنگ و محدودی دارد که میخواهد آن را به واقعیت تبدیل کند.
بر زمین زد شمع در پیشت کلاه از جور باد
دود آهی بس ز جان دردپرور بر کشید
هوش مصنوعی: شمعی که در مقابل تو بود به خاطر شدت باد خاموش شد و از دل دردکشیدهام نفس عمیقی کشیدم.
سوخت باد از آتش قهر تو نامش شد سموم
انتقام شمع را عدل تو از صرصر کشید
هوش مصنوعی: باد از آتش خشم تو سوزان شد و نامش به سموم انتقام تغییر پیدا کرد. عدل تو شمع را از طوفان سخت خارج کرد.