برگردان به زبان ساده
چون وقت شد که کشت امیدم برآورد
از خوشه برق حادثه ای سر برآورد
هوش مصنوعی: زمانی که وقتش فرا رسید، امیدهای من به بار نشست و از میان آن خوشه، خبری ناگهانی و تلخ بهوجود آمد.
صد گونه انقلاب درین بحر اگر رسد
خس را نمی برد که گهر سر برآورد
هوش مصنوعی: اگر چه در این دریا هر نوع تغییری به وجود بیاید، اما باز هم خس (گیاه بیارزش) نمیتواند به بالا بیاید و جواهر (قدرت یا ارزش واقعی) خود را نشان دهد.
صد گلبن امید من از ریشه کند چرخ
وز پای من نکرد که خاری برآورد
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان ناامیدی و درد خود میپردازد. او میگوید که تمام امیدهایش که مانند گلهایی زیبا و دلنشین بودند، از ریشه نابود شدهاند. همچنین، زندگی او به گونهای پیش رفته است که حتی نتوانسته است یک دانه خار را از زمین برآورد کند، نشاندهندهی شکست و مشکلاتی است که با آنها روبهرو شده است.
شد پیر زال دهر و ز زادن نمی فتد
این فتنه زای چند ز بد بدتر آورد
هوش مصنوعی: پیر زال در گذر زمان به سالخوردگی رسید و از تولدها، این شورش و آشوبها کم نمیشود، بلکه از بدی به بدتری میرسد.
سربازی آن حریف تواند که همچو شمع
تا سر بباد داد سر دیگر آورد
هوش مصنوعی: سرباز واقعی کسی است که مانند شمع خودش را فدای راه میکند، اما در عوض روح و امید را به دیگران میبخشد.
در آب و خاک زاهد دل مرده فیض نیست
آب و گل وجود گر از کوثر آورد
هوش مصنوعی: اگر دل زاهد در آب و خاک مرده باشد، فایدهای نخواهد داشت؛ زیرا وجود انسان اگر از کوثر (منبع فیض و برکت) نباشد، در آب و گل محصور میماند و چیزی از آن برنخواهد خاست.
در خانه دل ار نگرفتست آتشی
بیهوده چون پناه بچشم تر آورد
هوش مصنوعی: اگر در دل کسی آتش عشق وجود داشته باشد، زحمت کشیدن برای به دست آوردن محبت او بیفایده است، چون اشکها و احساسات او نشان از عشق و علاقهاش دارند.
از دستگیر امید بریدم چو آن نهال
کش باغبان ز بی بری از پا در آورد
هوش مصنوعی: دیگر امیدی ندارم و از آن بریدهام، مانند درختی که باغبان به خاطر بیبرگیاش از ریشه درآورده است.
گر می رود کلیم بمیخانه عیب نیست
آئینه ضمیر بروشنگر آورد
هوش مصنوعی: اگر کلیم به میخانه برود، اشکالی ندارد؛ زیرا آئینه دل او را روشنتر میکند.