برگردان به زبان ساده
خوبان که روی بر من بیدل نهادهاند
دام از پی شکاری بسمل نهادهاند
هوش مصنوعی: زیبا رویانی که به من بیاعتنا هستند، در حقیقت خود را در دام عشق گرفتار کردهاند و در انتظار شکار کردن دلباختهها هستند.
باشد نشان پا همه خونین به کوی دوست
آنجا ز بس که کام به ساحل نهادهاند
هوش مصنوعی: در کوی دوست، نشانههای زیادی از جراحات و دشواریها وجود دارد، زیرا عدهای برای رسیدن به آرزوهای خود سختیها را تحمل کردهاند و به ساحل (هدف) رسیدهاند.
مستان ز بحر پرخطر عشق همچو مُل
تا بر گرفته کام به ساحل نهادهاند
هوش مصنوعی: عاشقان که در دریای پرخطر عشق غرق شدهاند، مانند مرواریدهایی هستند که پس از گرفتن لذت و کام به ساحل رسیدهاند.
خود را شهید دیدهام ای دل که در کفم
آیینهای ز خنجر قاتل نهادهاند
هوش مصنوعی: به خودم نگاه میکنم و احساس میکنم که جانم را فدای چیزی کردهام. در دستانم آینهای قرار دادهاند که نشاندهندهی زخمها و دردهای ناشی از خیانت یا آسیبزدن است.
جیبی ز شوق پاره نکردند زاهدان
بر دستشان ز سبحه سلاسل نهادهاند
هوش مصنوعی: زاهدان از شوق و محبت به خداوند، به خود زحمت نمیدهند و در دستشان زنجیرهای دعا و ذکر را به دوش میکشند.
مقصد طلب مباش که سرگشته ماندهاند
آنها که رخت خویش به منزل نهادهاند
هوش مصنوعی: به دنبال هدفی خاص نباش، چون کسانی که تمام تلاششان را کردهاند و به مقصد رسیدهاند هم هنوز در سردرگمی قرار دارند.
در بزم او کلیم ز آه شررفشان
شمعیست در کنارهٔ محفل نهادهاند
هوش مصنوعی: در محفل او، کلیم (موسی) به خاطر آههایش نورانی شده است؛ مانند شمعی که در کنار مجلس قرار دادهاند و نورش را پخش میکند.