برگردان به زبان ساده
دل ز جا رفت، از پی آن سرو قامت میرود
میپرد چشمم به استقبال حیرت میرود
هوش مصنوعی: دل من به شدت از جای خودش حرکت کرده و به دنبال آن معشوق زیبارو میرود. چشمانم هم به شوق و حیرت به استقبال او پرش میکنند.
کس به ذوق خویش ترک خانمان خود نکرد
خونم از بیداد مرهم از جراحت میرود
هوش مصنوعی: هیچکس به خاطر میل و سلیقه خود خانهاش را رها نکرده و خون من به خاطر بیعدالتی میریزد، و مرهم درد من از جراحت میگذرد.
تهنیت نوبر نکرد و گرد خوشحالی نگشت
عید ما دایم به قربان مصیبت میرود
هوش مصنوعی: سال نو هیچ شادی و سرور خاصی برای ما نداشت و همیشه به یاد مصیبتهایمان میگذرد.
گر به حشر از جور مهرویان شکایت سر کنم
رنگ از رخسار خورشید قیامت میرود
هوش مصنوعی: اگر در قیامت از ظلم و ستم چهرههای زیبا شکایت کنم، رنگ رخسار خورشید قیامت خواهد رفت.
زندگی چون تلخ گردد بیدلان پردل شوند
مرگ چون راحت شود قدر شجاعت میرود
هوش مصنوعی: زمانی که زندگی سخت و تلخ میشود، کسانی که دلهای نازک دارند، شجاعت خود را از دست میدهند و وقتی مرگ به عنوان یک راحتی به چشم میآید، ارزش شجاعت کاهش مییابد.
در ره عشقت که آتش خون و خاکش آتشست
میروم سر در هوا تا پای جرأت میرود
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، که سرشار از آتش و درد است، با حالی سرگردان و بیخیال پیش میروم، تا جایی که شجاعت من هم به حرکت در میآید.
هیچ چیز از ما پسند خاطر خوبان نشد
حیرتی دارم که چون هوشم به غارت میرود
هوش مصنوعی: هیچ چیز از ما باعث خوشنودی خوبان نشد. تعجب میکنم که چگونه عقل و درک من به راحتی مورد تجاوز قرار میگیرد.
معصیت کز خاکیان خیزد غباری بیش نیست
گر رود گردی چه از باران رحمت میرود
هوش مصنوعی: گناهی که از انسانها سر میزند، تنها مانند گرد و غباری است. اگر این گرد و غبار بر اثر باران رحمت از بین برود، دیگر اثری از آن باقی نمیماند.
توشه تحسین باران همره او کن کلیم
این اینجا نمیماند به غربت میرود
هوش مصنوعی: تحسین و تقدیر از باران را در کنار او قرار بده، ای کلیم! چون اینجا نمیماند و به دوری میرود.