برگردان به زبان ساده
هرگز سر شکایت من وا نمی شود
این در گرفته شد بزدن وا نمی شود
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم از درد و ناراحتیام صحبت کنم، چون این گره بسته شده هیچگاه باز نخواهد شد.
روی تو بر بهار زبس کار تنگ کرد
یک غنچه در فضای چمن وا نمی شود
هوش مصنوعی: چهره تو به قدری زیبا و دلانگیز است که حتی یک غنچه در چمن از حسادت بهار، به سختی باز میشود.
بستم بسی ببال هما بهر امتحان
یکبار بختنامه من وا نمی شود
هوش مصنوعی: من بارها برای آزمودن خوش شانسیام تلاش کردم، اما نتیجهای که میخواستم هنوز به من نشان داده نشده است.
خمیازه در خمار گشاید مگر لبم
ورنه بحرف و صوت دهن وا نمی شود
هوش مصنوعی: اگر لبم را به خمیازه باز نکنم، دهانم به حرف زدن و صدا در نمیآید.
خاک وطن کلیم زبس غم فزا شده است
گل تا بود مقیم چمن وا نمی شود
هوش مصنوعی: خاک میهن کلیم به شدت غمگین و ناراحت است، و تا زمانی که گل در چمن بماند، از بین نمیرود.