برگردان به زبان ساده
از غمی شکوه نکن تا غم دیگر ندهند
از لب خشک مگو تا مژه تر ندهند
هوش مصنوعی: از بیان غم و ناراحتی خود پرهیز کن تا غم و اندوه جدیدی به تو ندهند. از لبهای خشک خود چیزی نگو تا مژههایت هم تر نشود و گریه نکنند.
خوبرویان چو نشینند در ایوان غرور
منصب آینه داری بسکندر ندهند
هوش مصنوعی: وقتی زیبا رویان در ایوان نشستهاند، دیگر هیچکس به کسی که به خاطر مقام و قدرتش بلندمرتبه است، اعتنایی نمیکند.
در دیاری که رهائی زاسیری مرگست
صید تا لایق کشتن نشود سر ندهند
هوش مصنوعی: در سرزمینی که آزادی از بند مرگ دشوار است، هیچ کس تا زمانی که شایستهی پایان دادن به حیات نباشد، جانش را نادیده نمیگیرد.
خط آزادی ما از غم دوران که دهد
ساقیان باده اگر تا خط ساغر ندهند
هوش مصنوعی: آزادی ما از غمهای زندگی زمانی واقعی میشود که نوشندگان شراب برایمان جام برافرازند، اما اگر آنها نوشیدنی را به ما ندهند، هیچ چیزی عوض نخواهد شد.
حاجت از فقر طلب روی طلب گر داری
که زیک در دهدت آنچه ز صد در ندهند
هوش مصنوعی: اگر به خداوند نیاز و درخواست داشته باشی، از فقر و کمبود دست نکش؛ چون ممکن است با یک در قلبی تو از او چیزی به دست آوری که از صد در دیگران به تو نمیرسد.
گرچه خود گشته زن حرص و طمع می گوید
مفتی شهر که یکزن بدو شوهر ندهند
هوش مصنوعی: هرچند که او به خاطر طمع و حرص خود به چنین حالتی افتاده است، اما مفتی شهر میگوید که یک زن را نمیتوان به دو شوهر داد.
جامه عرض نکویان چو درد نتوان دوخت
زانکه پیراهن گل را برفوگر ندهند
هوش مصنوعی: اگر نتوانی دردها و مشکلات را پشت سر بگذاری و به زیبایی نمایان کنی، نمیتوانی گلی را که در دامن برف است، مورد توجه قرار بدهی.
از سخن غیر زیان نفع سخنور نبود
بصدف جوهریان قیمت گوهر ندهند
هوش مصنوعی: هیچ نفعی از صحبتهای دیگران برای سخنران به دست نمیآید، مانند این که به صدفهایی که گوهر درون خود دارند، قیمت نمیگذارند.
در دیاریکه بود گردش آنچشم کلیم
نسبت فتنه ببدگردی اختر ندهند
هوش مصنوعی: در سرزمینی که چشمهای کلیم (حضرت موسی) آن را میبیند، به هیچوجه اجازه نمیدهند که فتنه و فساد بر سرنوشت مردم تأثیر بگذارد.