برگردان به زبان ساده
گاهی از خاک درت مرهم به زخم ما ببند
اینچنین مگذار ما را یا رها کن یا ببند
هوش مصنوعی: گاهی از خاک در خانهات مرهمی به زخمهای ما بزن. اینگونه نگذار که ما در رنج و عذاب باشیم، یا ما را رها کن یا ما را به آغوش خود ببر.
حفظ بیبرگی به از سامان کن ار وارستهای
خانه از اسباب چون خالی شود در را ببند
هوش مصنوعی: اگر میخواهی آزاد و بیپیچیدگی زندگی کنی، بهتر است از طرز زندگیای که پر از وسایل و الزامات است، دوری کنی. وقتی که یک خانه از همه چیز خالی میشود، باید در آن را ببندی و به زندگی سادهتری روی بیاوری.
رنگ ما چون مرغ وحشی زود از رو میپرد
ساقی از یک جرعه ما را رنگ بر سیما ببند
هوش مصنوعی: رنگ چهره ما مانند رنگ پرندههای وحشی به سرعت تغییر میکند، ساقی، از یک جرعه از ما رنگی بر صورت ما بنشان.
در کمین بنشین اگر خواهی شکار افتد به دام
خویش را بنمای و پای آهوی صحرا ببند
هوش مصنوعی: اگر میخواهی شکار کنی، باید صبر داشته باشی و در کمین بنشینی. خودت را نشان نده و تلاش کن تا آهو را به دام بیندازی.
تارهای زلف را ای شوخ بر گردن مپیچ
رشته بر آن دسته گل از رگ جانها ببند
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبا، بدنت را با تارهای زلفت نپوشان و نپیچان، بلکه رشتهای از این زیبایی را به گلی که نمایانگر عشق و زندگی است، ببند.
حرف را با صرفه میگو تا کدورت نآورد
باده گر خواهی که صاف آید سر مینا ببند
هوش مصنوعی: سخن خود را با احتیاط و دقت بیان کن تا موجب بروز کدورت و ناراحتی نشود. اگر میخواهی باده به خوبی و بدون کدورت جلوه کند، باید ظرف آن را ببندی.
تار زلفت را به صید دیگری ضایع مکن
هرچه میماند ز بال ما به پای ما ببند
هوش مصنوعی: زلفهای تو را به عشق دیگری نده، هر آنچه باقی مانده از ما، به پای ما پیوند بزن.
جز پریشانی دگر سودی نمیبینم کلیم
پند من بشنو به زلف او ره سودا ببند
هوش مصنوعی: جز نگرانی و آشفتگی چیز دیگری نمیبینم. ای کلیم، به نصیحت من گوش کن و به موی او راه عشق را ببند.