برگردان به زبان ساده
دیده چشم می پرستی دیده است
اشکم از مستی بسر غلطیده است
هوش مصنوعی: چشم من به عشق تو عادت کرده و اشکهایم از شوق و مستی بر دلم چیره شده است.
دل بر او رفت اینجا جا نبود
سینه تنگ و آرزو بالیده است
هوش مصنوعی: دل من به محبت او مشغول شده، اما در اینجا جای کافی برای آن ندارم؛ سینهام تنگ است و آرزوهایم به شدت رشد کردهاند.
زلف در گوش تو شرح حال ما
گفته است اما بهم پیچیده است
هوش مصنوعی: زلفهای تو داستان زندگی ما را به گوش تو رساندهاند، اما خیلی پیچیده و ناواضح است.
بسکه می بیند ز ما دیوانگی
دیده داغ جنون ترسیده است
هوش مصنوعی: به خاطر دیوانگی ما، چنان تحت تأثیر قرار گرفته که جنونش حتی داغ شده است و ترسیده است.
روزگار اندر کمین بخت ماست
دزد دایم در پی خوابیده است
هوش مصنوعی: زندگی همچون شکارچیای است که منتظر فرصت مناسب میباشد و شانس ما همیشه در خطر است.
غمزه اش در بند دارد خنده را
زاب لب شیرین شکر دزدیده است
هوش مصنوعی: زنایی که با یک نگاه فریبنده و شیطنتآمیزش، میتواند خندهها را در قفس نگهدارد، لبهای شیرینش همچون شکر، دلها را تسخیر کرده است.
خویش و قومی نیست تا رسوا شویم
عیب ما را بیکسی پوشیده است
هوش مصنوعی: ما در جمعی نزدیکان و آشنایانی نیستیم که باعث رسواییمان شوند، زیرا عیوب ما در میان کسی پنهان شده است.
کارم از غم رونقی دارد کلیم
دست بر سر آستین بر دیده است
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که دارم، باعث شده که کارم رونق بگیرد. کلیم (شاعر) در این حال، دستش را بر سر آستین گذاشته و به چشمانش نگاه میکند.