برگردان به زبان ساده
چو ساخت چشم تو کارم، نهفته دیدن چیست
بر آتشی که به نی درگرفت دامن چیست
هوش مصنوعی: وقتی که چشمان تو به من توجه میکنند، دیگر پنهانی دیدن چه معنا دارد؟ چون شعلهای که به نی افتاده، دیگر دامن چیست؟
اگر نه صبح سیه بخت کار شام کند
سیاه روزی ما زان بیاض گردن چیست
هوش مصنوعی: اگر صبحی نداشته باشیم و روزگار ما در تاریکی بگذرد، پس آن سفید (نور) در گردن ما چه ارزشی دارد؟
دلا تو چشم مرا کرده ای ز گریه سفید
زآه سرمه کشیدن بچشم روزن چیست
هوش مصنوعی: ای دل، تو چشمان مرا با اشکهایت سپید کردهای. چرا چشمهایم را با آه کشیدن سیاه کنی؟ این روزن چیست؟
نباشد ار دل صیاد داغدار از من
بریده چون پر و بالم قفس ز آهن چیست
هوش مصنوعی: اگر دل صیاد از من داغدار و بیخبر باشد، چگونه میتواند پر و بال من در قفس آهنی باشد؟
نبرد بهره بر هر که جمع شد نعمت
که باغبان نشناسد که سیر گلشن چیست
هوش مصنوعی: در جنگ و دعوا، هر کسی که با ثروت و نعمت احاطه شده باشد، نمیتواند درک کند که چطور باید از زیباییهای زندگی لذت برد. باغبان نمیداند که چطور گلستان باید باشد.
زمرگ اینهمه اطفال آرزو، هرگز
دلم نسوخت که دانم طریق شیون چیست
هوش مصنوعی: از مرگ این همه کودکان آرزومند، هرگز دل من به درد نیامد، چون میدانم چگونه باید گریه کرد.
چه غم اگر نشناسی حق وفای مرا
که هیچ بت نشناسد حق برهمن چیست
هوش مصنوعی: چه دردی دارد اگر تو به وفای من آگاه نیستی؟ همانطور که هیچ بت هم نمیتواند حقیقت و مقام برهمن را بشناسد.
بخرمن ار بودت کار دل ز کشت امید
چو عمر باد بود، باد را از خرمن چیست
هوش مصنوعی: اگر در انبار امید دلخواهی داشته باشی، باید بدانی که عمر همچون باد زودگذر است. پس باد چه ارتباطی به انبار دارد؟
شناسد آنکه بپوشد برهنه پائی را
که نفع آبله های فراخ دامن چیست
هوش مصنوعی: کسی که به دقت و بصیرت نگاه کند، میفهمد که چه فایدهای در وجود زخمها و آسیبهایی که نمایان و بزرگاند، نهفته است.
دلت کلیم چه دارد، غبار شکوه ز دوست
دگر بر آینه ات زنگ کین دشمن چیست
هوش مصنوعی: دل تو چه میخواهد؟ غبار حسرت دوستی دیگر بر آینهات نشسته است. زنگار کینه دشمن چیست؟