برگردان به زبان ساده
هنوز طُرّهٔ او تا کمر نیامده است
ز پیچ و تاب رگ جان، خبر نیامده است
هوش مصنوعی: موهای او هنوز تا کمر نیامده و از پیچ و تاب رگ جانم هیچ خبری به دست نیامده است.
به اعتماد، سُرین را به آن میان مسپار
که مور، خازن تنگ شکر نیامده است
هوش مصنوعی: به کسی که به او اعتماد نداری، کار مهمی را واگذار نکن؛ چرا که هنوز زمان مناسب برای کسب نتیجه یا برآورده کردن نیازها فرا نرسیده است.
همه حکایت مردم گیا فسانه شمار
گیاه مردمی از خاک بر نیامده است
هوش مصنوعی: همه داستانها و قصههای مردمان را مانند افسانهای بدان که هیچکس به طور واقعی از خاک و زمین برنخاسته است.
به جلوهگاه تو هر دل که رفت، از خود رفت
دگر کسی به وطن زین سفر نیامده است
هوش مصنوعی: هر دلی که نزد تو حاضر شده، از خود بیخبر گشته و دیگر کسی از این سفر به وطن بازنگشته است.
دعا ز عالم بالا همین خبر آورد
که تیر ناله یکی کارگر نیامده است
هوش مصنوعی: دعای عالم بالا فقط همین را میداند که فریاد دردناک یک نفر به جایی نرسیده است.
چرا به گِرد بناگوش تو نمیگردد؟
اگر به پای گهر رشته بر نیامده است
هوش مصنوعی: چرا وقتی که نتوانستهام به پای گوهرت چیزی وصل کنم، اینجا و آنجا به دور گوش تو میچرخد؟
ز جور مادر ایام ترشرو منشین
خیال کن که ز پشت پدر نیامده است
هوش مصنوعی: از سختیها و مشکلات زندگی ناامید نشو، زیرا این دشواریها از سمت مادر نیستند و نمیتوانند از پدر به تو منتقل شده باشند.
به رشوه داد پر و بال خود خدنگ تو را
به چشم دام تو مرغی که در نیامده است
هوش مصنوعی: شما به خاطر رشوه و فریب، قدرت و ظرفیت خود را از دست دادهاید و دیگر هیچ پرندهای به دام شما نمیآید.
چگونه عیش برد ره به خانهٔ تو کلیم!
به این خرابه چو یار دگر نیامده است
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم شادی را به خانهٔ تو ببرم، کلیم؟ وقتی که در این ویرانه، یار دیگری برایم نیامده است.