برگردان به زبان ساده
اگر ز هستی ما نام بینشانی هست
در آشیان هما مشت استخوانی هست
هوش مصنوعی: اگر از وجود ما یاد کنی، مانند نامی در خانهی طوطی است که فقط تکهای از استخوان را در بر دارد.
جمال اختر بختم نمی شود زایل
چو شمع دایم در طالعم زیانی هست
هوش مصنوعی: زیبایی ستاره بخت من هرگز از بین نخواهد رفت، چون همچون شمعی همیشه روشن در سرنوشتم هیچ آسیبی وجود ندارد.
تو بیزبانی ما را حریف حرف نئی
بداد ما برس ایشوخ تا زبانی هست
هوش مصنوعی: ما را به زبانی بیزبان کردهای، حالا که حرف جدیدی برای گفتن نمانده است، بیا تا وقتی هنوز زبانی داریم، با هم گفتوگو کنیم.
تهی ز لخت جگر نیست اشک ماهرگز
همیشه قافله را میر کاروانی هست
هوش مصنوعی: اشک و غم همیشه در میان انسانها وجود دارد و هیچگاه نیست که کسی به شدت دچار درد و بیاحساسی شود. همیشه یک راهنما یا شخصی وجود دارد که در این سفر زندگی به ما کمک میکند.
کسیکه مایل خونریزی است می فهمم
میانه دل و مژگان او نشانی هست
هوش مصنوعی: کسی که تمایل به خونریزی دارد، میفهمم که در دل و مژگان او نشانی وجود دارد.
رود به سیر چمن برق بیشتر زسحاب
مگر بشاخ گلی از من آشیانی هست
هوش مصنوعی: رودخانه در حرکت به سمت چمن، مانند برقی است که بیشتر از ابرها درخشش دارد، مگر اینکه بر روی شاخه گلی، نشانهای از من وجود داشته باشد.
سجود خاک درت با سر بریده خوشست
که هیچ باک نباشد چو پاسبانی هست
هوش مصنوعی: خاکساری و سجده کردن بر درگاه تو با وجود سر بریده، برایم خوشایند است؛ زیرا وقتی که نگهبانی مثل تو هست، هیچ ترسی وجود ندارد.
کلیم دل بهمین قرب بیوصال منه
چه شد که در پس دیوار گلستانی هست
هوش مصنوعی: دل من به همین نزدیکیها به عشق وصالی دست نیافته است. چه شد که در پشت دیوار این گلستان، به این حال و روز افتادهام؟