برگردان به زبان ساده
تا بنام من زبان خامه ات گردیده است
از نگینم می رود بیرون ز بس بالیده است
هوش مصنوعی: تا وقتی که با نام من قلم تو فعالیت کرده، از زیبایی و تأثیر من بر آن، به حدی گسترش یافته که به اصالت و شکوه من میبالد و درخشش آن از جواهر من بیرون میزند.
بر هوا می افکند هر دم کلاهی از حباب
قطره زین شادی که دریا حال او پرسیده است
هوش مصنوعی: هر لحظه از شادیای که دریا در حال پرسش حال اوست، کلاهی از حباب را به هوا پرتاب میکند.
من که باشم کس چو من بیقدر یاد آورده ای
نامه از ننگ همین معنی بخود پیچیده است
هوش مصنوعی: من کی هستم که کسی به یاد من بیفتد؟ این نامه از ننگ و عیب من نشأت میگیرد و خود این موضوع نشاندهندهی همان ننگ است.
تا گشاد جبهه خلق ترا دیدست صبح
بر جهان و دستگاه تنگ او خندیده است
هوش مصنوعی: زمانی که مردم چهرهی تو را دیدند، صبح بر دنیا و وضعیت محدود او خندیده است.
سایه ام را عار می آید که افتد بر زمین
آفتاب التفاتت تا بمن تابیده است
هوش مصنوعی: سایهام شرمنده است که بر زمین بیفتد چون نور تلاشت بر من میتابد.
از تفاخر آنچنان سر را بگردون برده ایم
کاسمان با ناخن ماه نواش خاریده است
هوش مصنوعی: ما به خاطر فخر و مباهات به خود، به گونهای سر خود را پایین آوردهایم که انگار گیسوی ماه زیباییامان را با ناخن شکسته است.
دیده را کز خاکپایت خواست گیرد توتیا
یک صفاهان سرمه کلک همتت ورزیده است
هوش مصنوعی: چشمی که میخواهد از خاک پای تو زینتی بگیرد، یک سرمه از صفاهان برایش فراهم کرده است، که نشاندهنده تلاش و همت تو است.
تا سواد خط مشکینت بچشم جا گرفت
مردمک چون خط باطل بر بیاض دیده است
هوش مصنوعی: چشمم به زیبایی خط سیاه تو عادت کرده و مانند خطی که نادرست بر سفیدی چشم مینشیند، مردمک چشمانم نیز به آن زیبایی جذب شده است.
کی بود یارب که آیم دولت پابوس تو
همچو نام خود که پای خامه ات بوسیده است
هوش مصنوعی: کیست که من به درگاه او بیایم و سر تعظیم فرود آورم، مانند نام من که بر کاغذ نوشته شده و به آن احترام گذاشتهام؟
در فراقت جان غم فرسوده ای دارد کلیم
گر به پای قاصدت نفشاند ادب ورزیده است
هوش مصنوعی: در دوری تو، جان من غم و اندوه بسیاری دارد، کلیم. اگر قاصدت به پا افتاده باشد، نشان میدهد که ادب و نزاکت آموخته است.