برگردان به زبان ساده
امشب گل خورشید بدامان نگاهست
آئینه دل روشن از آن چشم سیاهست
هوش مصنوعی: امشب گل خورشید به چنگ نگاه آمده و آئینه دل به دلیل آن چشم سیاه روشن شده است.
زنهار مکرر نشوی در نظر خلق
انگشت نما مانده همین اول ماهست
هوش مصنوعی: هشدار که دوباره در چشم مردم به عنوان کسی که شناخته شده است، قرار نگیری، چون هنوز در آغاز ماه هستیم.
پامال حوادث نتوانم که نباشم
چون نقش قدم خانه من بر سر راهست
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از حوادث زندگی دور بمانم، چرا که آثار راه رفتن من همیشه در این دنیا باقی است.
یکچشم زدن زو نتوانست جدا شد
گوئی نگهش عاشق آن چشم سیاهست
هوش مصنوعی: با یک نگاه، نتوانستم از او جدا شوم، گویی که آن چشم سیاه عاشق من شده است.
چون شعله شمعم نگسسته است زهم آه
بر راستی این سخنم شمع گواهست
هوش مصنوعی: من مانند شعلهای از شمع هستم که از هم جدا نشدهام. آه، بر حقیقت این کلامم که شمع گواهی بر آن است.
در چشم ترم لخت جگر بار گشودست
هر جا که سرچشمه بود قافله گاهست
هوش مصنوعی: در چشمانم، اشکها مانند دریایی از درد و غم جاری است؛ هر جایی که منبع احساسات عمیق من باشد، مثل مکانی پر از شلوغی و رفت و آمد میشود.
از سوز جگر بهره نداریم وگرنه
تأثیر قبائیست که بر قامت آهست
هوش مصنوعی: ما از درد و رنج خود سودی نمیبریم و اگر همین درد نبود، تأثیر آن لباس زیبا بر تن ما به وضوح نمایان میشد.
گردیده سفید است کلیم از اثر اشک
در مرگ اثر جامه آهم چه سیاهست
هوش مصنوعی: به خاطر اثر اشک، لباس کلیم (موسی) کاملاً سفید شده است. اما در مقابل، اثر غم و اندوهی که بر جامه من نشسته، بسیار تاریک و سیاه است.