برگردان به زبان ساده
ز بسکه سر زده مژگان او بدلها رفت
حدیث شوخی و بیباکیش بهر جا رفت
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و مژگان او به قدری برجسته و دلربا هستند که همه جا درباره شوخیها و بیپرواییهای او صحبت میکنند و داستانهایش در هر محفل و جمعی نقل میشود.
چگونه خاطر جمع از فلک طمع دارم
درین زمانه که جمعیت از ثریا رفت
هوش مصنوعی: چطور میتوانم امیدوار باشم که از آسمان چیزی به من برسد، در حالی که این روزها مردم از ثروت و رفاه دور شدهاند؟
بدامن آمد و آسود بیقراری اشک
دگر چه شور کند سیل چون بدریا رفت
هوش مصنوعی: در آغوش آمد و آرام گرفت، حالا که دیگر دلش آرام نیست، این اشک چه شور و حالی میتواند ایجاد کند، چون سیل وقتی به دریا میرسد.
متاع اشک اگرچه بخاک یکسان شد
بیاد قامت او کار ناله بالا رفت
هوش مصنوعی: اگرچه اشکهای من به زمین ریخت و به خاک تبدیل شد، اما به یاد زیبایی او، صدای نالهام بلندتر شد.
ز تیرگی که دگر پیش پا تواند دید
چو آفتاب ازین خانه دست بالا رفت
هوش مصنوعی: وقتی تیرگی از مقابل چشمان برطرف شود، مانند آفتابی که از خانهای بالا میرود، همه چیز به روشنی دیده خواهد شد.
دو بال طایر رعشه است هر دو پنجه من
ز کف چو لنگر رطل گران صهبا رفت
هوش مصنوعی: دو بال پرنده لرزشی است و هر دو پای من از دستانم مانند لنگر سنگین به سمت زمین رفته است.
ز یمن اشکم معمور شد بیابان ها
ز سیل گریه من شهرها بصحرا رفت
هوش مصنوعی: به خاطر اشکم، بیابانها رونق گرفتند و به خاطر طغیانی که از گریهام به راه افتاد، شهرها به بیابانها رفتند.
کسی ثبات قدم در محبت دارد
که همچو سایه ات از جلوه تو بالا رفت
هوش مصنوعی: کسی در عشق ثابت قدم است که مانند سایهای که به خاطر جذابیت تو به اوج میرسد، همیشه با تو باشد.
بچرخ قاصد آهی روانه ساز کلیم
اگر علاج تو از خاطر مسیحا رفت
هوش مصنوعی: اگرت راحل و درمانی در این دنیا نیافتی، بگرد و با پیامی به کلیم (موسی) بفرست که شاید اندکی از دردهایت کاسته شود.