برگردان به زبان ساده
دل کار خود بطالع ناساز واگذاشت
شمع اختیار خویش بباد صبا گذاشت
هوش مصنوعی: دل از کار خود بازمانده و به سرنوشت نامساعد خود زانوی غم بغل کرده است. شمعی که نماد اراده و اختیار او بود، به نسیم صبح سپرده شده و دیگر در دست او نیست.
با ماندگان بساز که کفر طریقتست
رهرو اگر نشان قدم را بجا گذاشت
هوش مصنوعی: با کسانی که هنوز در کنار تو هستند، به خوبی رفتار کن؛ زیرا در راه پویش و جستجوی حقیقت، اگر راه خود را به درستی طی کرده باشد، نشانههایی از خود به جا گذاشته است.
گل را شکفته در چمن دهر کس ندید
تا غنچه خنده را بلب یار وا گذاشت
هوش مصنوعی: هیچکس در این دنیای فانی، گل را در حجاب خود نمیبیند، چرا که هنگامی که یار بر لبانش لبخند میزند، غنچهٔ شادی میگشاید.
خونم ز بس سرشته مهر و وفا شدست
رنگش نرفت آنکه بدست این حنا گذاشت
هوش مصنوعی: خونم بهدلیل محبت و وفاداری زیاد رنگین شده، اما رنگ آن همچنان باقی مانده است، چون کسی که این رنگ را بر آن گذاشت، من نبودهام.
نفس پیش چو خامه سیه شد ز دود دل
سرگرم اشتیاق تو هر جا که پا گذاشت
هوش مصنوعی: نفس من مانند قلمی سیاه به خاطر دودی که از عشق تو برآمده، در تمام جاهایی که میروم، مشغول اشتیاق تو است.
از هر کرانه برق بلا در وزیدنست
باید کلیم بخت سیه را بما گذاشت
هوش مصنوعی: برق بلا از هر سو در حال وزیدن است و باید قسمت بد را به کلیم بسپاریم.