برگردان به زبان ساده
گنج دردش که به جز ناله نگهبانش نیست
مخزنی بهتر ازین سینه ویرانش نیست
هوش مصنوعی: درد او گنجی است که فقط نالههایش آن را محافظت میکند و مکان بهتری از این سینه ویران برای نگهداری آن وجود ندارد.
چون زند فال تماشای گلستان رخش
دیده ما که به جز خواب پریشانش نیست
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه ما به زیباییهای گلستان میافتد، در واقع تنها خواب آشفتهای را مشاهده میکنیم که جز آن هیچ چیز دیگری نیست.
چون رعیت که سر از حاکم ظالم پیچد
مژه برگشته ازو باز به فرمانش نیست
هوش مصنوعی: شخصی که از ظلم و ستم حاکم خسته شده، مانند رعیتی است که در برابر فرمان حاکم سر خم نمیکند و چشم خود را از او میگرداند. او دیگر حاضر نیست به دستورات ظالم پاسخ مثبت دهد.
بسکه در محفل غم صدر نشینند همه
زخم را جای به پهلوی اسیرانش نیست
هوش مصنوعی: در محفل غم، همه زخمدیدگان در جای خود نشستهاند، اما هیچیک از آنها نمیتوانند زخمها و دردهای کسانی که اسیر شدهاند را تحمل کنند.
هر که سیر چمن خاطر ناشادم کرد
لاله سان غیر گل داغ به دامانش نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که خاطرم را از خوشی پر کرد، مانند لالهای است که جز گل داغی در دامنش نیست.
دیده آنروز که شد اشک فشان دانستم
کاین تنک زورق من طاقت طوفانش نیست
هوش مصنوعی: در آن روز که اشکهایم به سختی جاری شد، فهمیدم که کشتی کوچک من قدرت مقابله با طوفان را ندارد.
عمرها شد که در اقلیم غم و درد کلیم
پادشاهیست، ولی ناله به فرمانش نیست
هوش مصنوعی: سالهاست که در سرزمین غم و درد، کلیم (موسی) به عنوان پادشاهی زندگی میکند، اما هیچکس نمیتواند به فرمان او ناله و شکایت کند.