برگردان به زبان ساده
بعد وارستگیم سوز تو در تن باقیست
آتش افسرده ولی گرمی گلخن باقیست
هوش مصنوعی: پس از اینکه از قید و بندها آزاد شدهایم، حسرت و آتش درون ما باقی مانده است. اگرچه شعلهها خاموش شدهاند، اما گرمای آن مکان همچنان احساس میشود.
پنجه ام را بگریبان کفن بند کنید
که هنوزم هوس جیب دریدن باقیست
هوش مصنوعی: من هنوز هم تمایل دارم که دست به کارهای نادرست بزنم، پس لطفاً مرا مهار کنید و نگذاشتید که به راههای اشتباه بروم.
سنگ را رحم ازین سنگدلان بیشترست
مهربان شد فلک و کینه دشمن باقیست
هوش مصنوعی: در دل سنگها احساسی از رحم و محبت بیشتر وجود دارد، اما آسمان با تمام مهربانیاش هنوز نمیتواند دشمنی و کینهورزی را از بین ببرد.
با قفس ساخته ام لیک زگلریزی اشک
می توان یافت که شوق گل و گلشن باقیست
هوش مصنوعی: با اینکه در قفسی زندگی میکنم، اما اگر به دقت نگاه کنی میتوانی از اشکهای ریخته شدهام بفهمی که هنوز شوق و عشق به گلها و باغها در دل دارم.
شمع کاشانه ما شد شبی آن مایه ناز
عمرها رفت و همان حیرت روزن باقیست
هوش مصنوعی: شبی، شمع زندگی ما روشن شد و نورش باعث خوشحالیمان گردید، اما آنچه که از دست دادیم، عمرها بود و حالا تنها حسرت و شگفتی از آن لحظه در ذهن ما باقی مانده است.
شمع سان گشته بعشق تو گرفتار کلیم
آتش شوق تواش تادم مردن باقیست
هوش مصنوعی: مانند شمع، به عشق تو اسیر شدهام، آتش شوق تو در وجودم به قدری زیاد است که تا زمانی که زندهام، ادامه دارد.