برگردان به زبان ساده
پاس وفا داشتیم، بی اثر افتاده است
آفت اوقات بود خوب برافتاده است
هوش مصنوعی: ما به وعدههایمان پایبند بودیم، اما اثر آن از بین رفته است. زمانه به ما سخت گذشت، اما حالا بهتر شده است.
شکوه ام از دهر نیست، داد زابنای او
در همه ملک این پدر بد پسر افتاده است
هوش مصنوعی: من از زمانه شکایت ندارم، بلکه درد و رنجی که به من و فرزندانم وارد شده، در تمام دنیا ناشی از عمل این پدر و پسر است.
بسکه درین تنگنا چشم دلم تنگ شد
دیده ام از گلرخان بر کمر افتاده است
هوش مصنوعی: در این تنگنا و فشار، دل و چشمم به شدت دلتنگ شدهاند و به همین دلیل، نمیتوانم زیبایی چهرهی معشوقم را ببینم و همه چیز بر من سنگینی میکند.
بر سر رحم آمد از ناله فرو خوردنم
تیر نیفکنده ام کارگر افتاده است
هوش مصنوعی: صدای نالههایم باعث شده که بر سرم رحم بیاورند و به من آرامش دهند. تیرهایی که در قلبم نشسته بودند، حالا دیگر اثر ندارند و به نظر میرسد کار از کار گذشته است.
گرمی احباب را دیده و سنجیده ام
سردی ایام از آن گرمتر افتاده است
هوش مصنوعی: من دوستیهای گرم و صمیمی را با دقت مشاهده کردهام و میبینم که سختیها و مشکلات ایام، از آن دوستیها هم سردتر و دلگیرتر شده است.
رشته گوهر شده است جاده ها سربسر
در ره سودای او بسکه سرافتاده است
هوش مصنوعی: جادهها به خاطر عشق او به هم پیچیده و به هم متصل شدهاند، به طوری که مانند رشتهای از جواهرات در آمدهاند و همه جا پر از نشانههای اوست.
ظاهر و باطن کلیم، همچو حبابم یکیست
صد نظر از کار ما پرده برافتاده است
هوش مصنوعی: ظاهر و باطن من، مانند حبابی است که یکی است. هر نگاهی به کارهای من، پردهها را کنار زده و حقیقت را نمایان کرده است.