برگردان به زبان ساده
عذار لعلگون خوب است از خوبان به هم سودن
به انداز گزیدنها لب و دندان به هم سودن
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای سرخ و لعلین از خوبیها دوست داشتنی است، اما بهتر است که آنها را به آرامی و با احتیاط به هم نزدیک کنیم، مانند اینکه لب و دندانها به هم مرتبط شوند.
حریصم بس که بر نظارهٔ شبهای وصل او
دلم در چنگل باز است از مژگان به هم سودن
هوش مصنوعی: من به شدت مشتاقم تا شبهای وصال او را تماشا کنم، به طوری که دلم در تنگنای عشق او گرفتار است و مژگانم به هم میرسند و در حالتی شبیه به هم در هم میروند.
هلاک تندیی، در عین صلحم، از تو میآید
چو تار بخیه در پیوندها دندان به هم سودن
هوش مصنوعی: تندخوئی و تیزی، حتی وقتی که من صلحجو هستم، از خود تو نشأت میگیرد، مانند اینکه وقتی دندانها به هم میسایند، بخیهها در پیوندها قرار میگیرند.
ز رشک رنگ لعلت غنچه شد گل، عالمی دارد
به انداز مکیدنها لب خندان به هم سودن
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت تو، گل غنچهای باز شده است. این دنیا پر از لحظات دلنشین و شیرین است، مانند لبخندهای شادابی که از هم جدا نمیشوند.
چو سنگ آسیا میماند آخر اهل دولت را
کف افسوس از نومیدی دوران به هم سودن
هوش مصنوعی: افراد مرفه و صاحبنفوذ در نهایت مانند سنگهایی میشوند که در آسیا قرار دارند و به خاطر ناامیدی از شرایط زمانه، فقط دچار حسرت و افسوس خواهند بود.