برگردان به زبان ساده
ز بیدردان مرا وا می نماید زخم پنهانم
که لبهایش بهم چسبیده از شیرینی جانم
هوش مصنوعی: زخم پنهان من را از درد بیدردان آشکار میسازد، زیرا لبهای او به خاطر شیرینی جانم به هم چسبیده است.
به رنگ صبح شد پاشیده از بس در دل شبها
خیال حسن پرشورش نمک در چشم حیرانم
هوش مصنوعی: رنگ صبح به خاطر خیال زیبایی معشوق در دل شبها در چشمانم پاشیده شده و من در حیرت و شگفتی هستم.
ز بس دارد طراوت نوبهار حسن رنگینش
نماید خاک را گل سایهٔ سرر خرامانم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و طراوت بهار، رنگارنگی او باعث میشود که زمین به مانند گلی زیبا شود و من در سایهاش با ناز و آرامش حرکت میکنم.
ز بیدردانم از من شکوه ای گر کند جویا
همیشه با دل پرخون به رنگ غنچه خندانم
هوش مصنوعی: اگر از بیدردان شکایت کنم، هرگز به دنبال من نخواهند بود. همیشه با دلی پر از غم و اندوه، لبخندی مانند غنچهای شاداب دارم.
خون حسرت لاله آسا در ایاغت می کنم
ای جگر از آتش دل باز داغت می کنم
هوش مصنوعی: غصه و اندوه خود را همچون خون لاله در دلم احساس میکنم و ای دل غمدیده، به یاد آتشسوزی که حسرت آن را در دل دارم، دوباره داغت را زنده میکنم.