برگردان به زبان ساده
نخست از پهلوی خود دید آفت ها دل تنگم
شکست از موج خارا خورد این آیینه در سنگم
هوش مصنوعی: نخست او از جنبههای درونی و آسیبهای خود آگاه شد و این موضوع باعث شد که دلش بشکند. سپس از ناملایمات و دشواریهایی که در زندگی با آنها روبهرو شده، احساس ناامیدی کرد، به گونهای که مانند یک آیینه که در سنگ میافتد، آسیب دید.
بیاد چشم مستی دارد از بس عشق دلتنگم
بریزد خون صهبا از شکست شیشهٔ رنگم
هوش مصنوعی: به خاطر یادآوری چشمان معشوق، از شدت عشق و دلتنگی خون بغض و اشک من مانند شراب از شیشه شکستهای که رنگش در هم است، جاری میشود.
مرا باید کشید آزار هر کس را رسد دردی
محیط عالمست از وسعت مشرب دل تنگم
هوش مصنوعی: من باید تحمل آزار دیگران را داشته باشم، زیرا درد و رنج همگانی در اطرافم وجود دارد و احساسات من به اندازهای تنگ و محدود است که نمیتوانم همه اینها را در خود نگهدارم.
بزور معجز آخر رو بسویم کرد آن بدخو
بتابد پنجهٔ خورشید عشق آتشین چنگم
هوش مصنوعی: با قدرت معجزه، آن معشوق بدجنس به سویم آمد و پنجههای آتشین عشق مرا مانند چنگ درید.
چو آن زخمی که از خونگرمی مرهم بهم آید
نهان گردید جویا در نگین نام من از ننگم
هوش مصنوعی: شبیه کسی هستم که از گرمی زخم، دارو روی زخماش نمیچسبد و پنهان ماندهام. اگر بخواهی به من مراجعه کنی، نام من را در نگین بخوان و از ننگم آگاه شو.