برگردان به زبان ساده
دشت را از جلوه اش رشک گلستان دیده ام
گل به دامان هوا از گرد جولان دیده ام
هوش مصنوعی: من دشت را به خاطر زیباییاش شبیه به باغ گلستان میبینم و گل را در آغوش آسمان از گرد و غبار حرکتش مشاهده کردهام.
داشت امشب یاد گرمیهایش دل را در میان
تا سحر پروانه ای را در چراغان دیده ام
هوش مصنوعی: امشب در دل یاد گرمیهای او را داشتم و تا صبح پروانهای را در نور مشاهده کردم.
گشت در پیری بهار خاطرم یاد کسی
فیض شام وصل را در صبح هجران دیده ام
هوش مصنوعی: در دوران پیری، یاد کسی همچون بهار در خاطرم زنده است. لذت وصل در غروب را تجربه کردهام، اما صبحی را که در غم جدایی است، نیز دیدهام.
بر کنار جوی چاک دل به رنگ نخل آه
سرو یاد قامت او را خرامان دیده ام
هوش مصنوعی: در کنار جوی آب، دلم را به رنگ نخل و درخت سرو پر کردهام، چون یاد قامت او را با ناز و غمزهای پرزرق و برق مشاهده کردهام.
باز دل را در غم هجران گل پیراهنی
غنچه آسا تکمهٔ چاک گریبان دیده ام
هوش مصنوعی: دلم بار دیگر در غم دوری گل، پیراهنی شبیه به غنچه دارد که دکمههای چاک گریبانش را دیدهام.