برگردان به زبان ساده
تا ز یاد او دل غم پیشه رنگین می کنم
از شراب ارغوانی شیشه رنگین می کنم
هوش مصنوعی: به یاد او دل غمگینم را با رنگهای زیبا زینت میبخشم و از شراب قرمز، شیشهای رنگارنگ میسازم.
بسکه در سیر چمن خون گریم از یاد قدی
سرو را چون موج صهبا ریشه رنگین می کنم
هوش مصنوعی: در باغ چمن، آنقدر از یاد قامت بلند سرو گریه میکنم که مانند موجی رنگین، ریشههایم را پر از رنگ میکنم.
خاطرم را یاد رخسارت چمن پیرا بس است
از خیالت گلشن اندیشه رنگین می کنم
هوش مصنوعی: یاد چهرهات برای من کافی است و با خاطرات تو دنیای فکریام را رنگین و زیبا میسازم.
کوهسار از حسن سعیم صورت پیرایه یافت
بیستون را از شراز تیشه رنگین می کنم
هوش مصنوعی: کوهساری که به خاطر زیباییهایش مشهور است، چهرهاش با حسن و زیبایی من زینت یافته است. من بیستون را به رنگ تیشهام از شراز زیباتر میکنم.
شعله ور گردید هر برگ نی از آهم چو شمع
ز آتش سوداش جویا بیشه رنگین می کنم
هوش مصنوعی: هر برگ نی از صدای آه من به شدت میسوزد و شعلهور میشود، مانند شمعی که از آتش میسوزد. من در پی این هستم که جنگل را به رنگهای زیبا تزئین کنم.