برگردان به زبان ساده
بود آسودگی در اضطراب از چشم بیتابم
چو نبض خسته دایم در طپش باشد رگ خوابم
هوش مصنوعی: آسایش من در اوج نگرانی است. چشمان بیتابم همیشه در تلاطماند، مانند نبضی که به سختی میتپد و رگ خواب من همواره در حرکت است.
مرا دل کندن از صهبا کم از جان کندنی نبود
در اعضا ریشه دارد از رگ تلخی می نابم
هوش مصنوعی: دل کندن از شراب برای من کم از جدایی از جان نیست، زیرا این ارتباطی عمیق در وجودم دارد و از رگ تلخ باده ناب ناشی میشود.
ز مستی رتبهٔ جمشید باشد بینوایان را
بود تختم بساط خاک تا در عالم آبم
هوش مصنوعی: از شدت مستی و شیدایی، مقام جمشید برای ثروتمندان است، اما برای بیپولها، تنها فرش زیر پایشان خاک است؛ تا آن زمان که من در این دنیا زندگی میکنم.
ز جوش گریه در شبهای هجران چشم آن دارم
که چون خاشاک بردارد زجای خویش سیلابم
هوش مصنوعی: در شبهای دوری، چشمانم از شدت گریه به حدی است که انگار سیل مرا از جایت برمیدارد و مانند خاشاک به اطراف میبرد.
کنم بی شکرین لعل تو گر پیمانه پیمایی
رگ تلخی زبان مار گردد در می نابم
هوش مصنوعی: اگر تو با لعل شکرین خود، به من جام بدهی، تلخی زبانم مانند ماری میشود وقتی در شراب ناب غوطهور میشوم.
مرا یاد بناگوشی چنین در تاب و تب دارد
کمند صید دل گردیده جویا موج مهتابم
هوش مصنوعی: در دل من یاد و خاطرهای از دختری با زیبایی خاص وجود دارد که شوق و هیجانم را به همراه دارد. این احساس مرا در جستجوی آن محبوب غرق کرده، همچون موجی که به زیبایی نور ماه میافکند.