برگردان به زبان ساده
با شیخ خانقاه می ناب می زنم
ساغر بطاق ابروی محراب می زنم
هوش مصنوعی: من با پیرخانقاه، مشغول نوشیدن شراب هستم و چنان غرق در این حال میشوم که به شکل قوس ابروی محراب هم توجهی ندارم.
در دیده ام خیال تو هر دم بصورتیست
هر لحظه نقش تازه ای بر آب می زنم
هوش مصنوعی: در چشم من، همیشه تصویر تو با شکلی جدید و تازه وجود دارد و هر لحظه، طرحی نو و زیبا بر روی آب میزنم.
رسوائیم ز یاد بناگوش او فزود
می در حجاب چادر مهتاب می زنم
هوش مصنوعی: من از یاد آن چهره زیبا شرمندهام، به طوری که در پنهان از نور ماه، مشغول نوشیدن میباشم.
دستم به کار سینه نیامد اگر ز ضعف
مشت از تپیدن دل مهتاب می زنم
هوش مصنوعی: اگر نتوانستم دست به کار شوم و احساسات خود را به درستی بیان کنم، از سر ضعف هنوز هم قلبم به خاطر عشق و زیبایی معشوق میتپد.
زاهد تو و صلاح و عبور از پل صراط
من رند می پرستم و بر آب می زنم
هوش مصنوعی: زاهد به دنبال نیکیها و عبور از سختیهاست، اما من به عنوان یک رند، به دنبال لذتها و زندگی آزاد هستم و بیخیال سختیهایم.
جویا ز گریه ای که عطا شد بدیده ام
صد طعنه بر روانی سیلاب می زنم
هوش مصنوعی: از غم و اندوهی که به چشمانم ریخته شده، میپرسم و در دل خود هزاران حرف و نکته را احساس میکنم که همچون سیلابی در وجودم جاری است.