برگردان به زبان ساده
کی غمی از پا و کی پروای از سر داشتم
زان قیامت جلوه در دل شور محشر داشتم
هوش مصنوعی: هرگز نگران درد پاها و مشکلات سرم نبودم، زیرا در دل خود شور و شوقی از قیامت و جلوههای آن داشتم.
با زبان حال تا حال دلم گوید به یار
نامهٔ صد پارهٔ چون بال کبوتر داشتم
هوش مصنوعی: دل من در حال حاضر از عشق به یار، نامهای پر از احساسات و دردهایی شبیه به بال یک کبوتر را برای او میگوید.
از نزاکت ماند رخسار او جای نگاه
چون ز بیم غیر از رویش نظر برداشتم
هوش مصنوعی: از لطافت و زیبایی چهرهاش، نتوانستم به چشمانش نگاه کنم، چون به خاطر ترس از دیگران، از روی او چشم برداشتم.
زورق تن بر کنار وصل او چون می رسید
کز گرانجانی به بحر عشق لنگر داشتم
هوش مصنوعی: وقتی به کنار وصل او میرسیدم، مانند یک قایق بودم که به خاطر مشکلات و موانع، در دریای عشق متوقف شده بودم و نمیتوانستم به جلو بروم.
تا سیه مستیم از صهبای سودای تو بود
من به رنگ لاله جام از کاسهٔ سر داشتم
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و وفاداری به تو، رنگ لاله را در جامم داشتم و از کاسهٔ سرم مینوشیدم، در حالی که مست و غرق در شور و شوق تو بودم.
آفتاب عشق برق خرمن نخوت بود
پیش پای او نهادم آنچه در سر داشتم
هوش مصنوعی: عشق مانند آفتاب است و جلوهاش مانند روشنی برق در میان خوشباوری و بزرگمنشی دیگران است. من آنچه را که در ذهن و دل داشتم، با تمام وجودم در برابر او قرار دادم.
آبرو گردآوری می کرد جویا همتم
پا به دامان قناعت تا چو گوهر داشتم
هوش مصنوعی: من تلاش میکردم تا آبرو و احترام جمع کنم و به همین خاطر به قناعت و کمخواهی رو آوردم تا مانند یک گوهر با ارزش داشته باشم.