برگردان به زبان ساده
یار مست است امشب و من کامرانم از لبش
میمکم چندان که خون خود ستانم از لبش
هوش مصنوعی: امشب دوست در حال مستی است و من از لب او به قدری مینوشم که حتی میتوانم جان خود را هم از او بگیرم.
بخت بیدار از شکر خوابش مساعد شد مرا
میستانم داد خود تا می توانم از لبش
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خوشبختی و شانس، به طور ناگهانی و در موقعیتی مناسب به سراغ من آمدهاند. من نیز سعی میکنم تا جایی که میتوانم از لذتها و زیباییهای زندگی بهرهمند شوم و آنها را از دست ندهم.
ناز قاصد برنتابد عالم یک رنگیم
منکه همچون نامه با او همزبانم از لبش
هوش مصنوعی: قاصد زیبایی را تحمل نمیکند، چون ما یکدست و هموطن هستیم. من مثل یک نامه با او گفتوگو میکنم و از لب او صحبت میکنم.
غنچه اش را می توانم گفتن الحق قوت روح
بی تکلف همچو تن بالیده جانم از لبش
هوش مصنوعی: میتوانم بگویم که غنچهاش واقعاً نیروی روح را در خود دارد، بیهیچ زحمتی مانند جسمی که پرورش یافته است، جان من از لبان او زنده و سرشار میشود.
بسکه خوناب نیاز و ناز میجو شد بهم
گل کند مانند نی شور فغانم از لبش
هوش مصنوعی: به خاطر نیاز و زیبایی که دارم، آنقدر اشک و ناله میکنم که مثل نی در میآید. صدای فریاد من از درون میجوشد.