برگردان به زبان ساده
بود لبریز صهبای لطافت ساغر رنگش
زند پهلو بموج نکهت گل جوهر رنگش
هوش مصنوعی: پیشانی رنگین و زیبا در کنار نوشیدنی لطیف پر از شکوه است و عطر گل آن را مجذوب کرده است.
بچشم کم مبین سیمای دردآلود عاشق را
که باشد آتشی پنهان ته خاکستر رنگش
هوش مصنوعی: به چشمان خود نگاه نکن که چگونه درد و رنج عاشق را نشان میدهد، زیرا در زیر آن ظاهر، آتشی پنهان و نهفته وجود دارد که مانند خاکستر رنگش، هنوز شعلهها و حرارتش زنده است.
چه نسبت شمع گل را با فروغ حسن رخسارش
شود در بلبل و پروانه خونها بر سر رنگش
هوش مصنوعی: شمع نمیتواند با زیبایی گل مقایسه شود؛ زیبایی چهره معشوقی است که در دل بلبل و پروانه عاشقانهای، خون به جان میآورد.
چنان کز آفتاب آیینهٔ مه را جلا باشد
بود پیماهٔ سرشار می روشنگر رنگش
هوش مصنوعی: چنان که آفتاب بر آیینهٔ ماه نور میتابد و آن را میدرخشان میکند، در دل پیالهٔ پر از می نیز رنگ و روشنی خاصی وجود دارد.
بزور پرتگالی زادهٔ بیباک یعنی می
فرنگ حسن را تسخیر کرده کافر رنگش
هوش مصنوعی: یک فرد شجاع و دارای قدرت که از سرزمین پرتغال است، با نیروی خود میتواند حسن را که شخصی با ویژگیهای جذاب و ظاهری خاص است، تحت تسلط خود درآورد.
گوارا باد صاف غم کسی را کز ضعیفی ها
شکست آماده باشد در پریدن شهپر رنگش
هوش مصنوعی: آرزو میکنم دلی که از غمها رنجیده و به خاطر ضعفها ناامید شده، حالتی خوشایند و آرامشبخش داشته باشد تا بتواند با قدرت و توانایی به جلو گام بردارد و دوباره شجاعانه به زندگی بپردازد.
زبان شکوهٔ جویا مرصع خوان شکر آمد
چو یاقوت سرشکش شد نمایان بر زر رنگش
هوش مصنوعی: زبان، مانند شکوهای زیبا و دلنشین، شفاف و شیرین است و چون یاقوتی به طرز خیرهکنندهای درخشان و زینتی نمایان میشود، رنگش بر پنجرهای از طلا جلوهای خاص دارد.