برگردان به زبان ساده
حسن معنی را وی بینا ز نادیدن به خویش
گنجها در خویشتن یابی ز نسپردن به خویش
هوش مصنوعی: زیبایی و معنا را وقتی درک میکنی که به درون خودت نگاه کنی و گنجهای نهفته را بیابی. این گنجها از عدم توجه و غفلت به خودت ناشی نمیشود.
خودفروشی را رواج از تست در بازار دهر
کرده ای برپا دکانی از فرو چیدن به خویش
هوش مصنوعی: تو با کارهایت در این دنیا به خودفروشی دامن زدهای و مانند کسی هستی که دکانی را برای فروش خودش برپا کرده است.
فکر کنه ذات حق، در گمرهی می افکند
چاه این راهست سالک را فرو رفتن به خویش
هوش مصنوعی: اگر خداوند بخواهد، میتواند انسان را در گمراهی قرار دهد. در این مسیر، سالک (طریقتپیمای) باید به درون خود نفوذ کند و به بررسی خود بپردازد.
معنی ام را می توان از صورت احوال یافت
گشته ام طومار شرح غم زپیچیدن به خویش
هوش مصنوعی: میتوان نشانههایی از احساسات و وضعیت درونی من را از چهرهام فهمید. من به نوعی تبدیل به کتابی شدهام که داستان غمهایم را در درون خود جمع کردهام و در خودم میپیچم.
خویشتن بینی گهر را ساخت از دریا جدا
جان من چندین چه وابسته است وابستن به خویش
هوش مصنوعی: شما خودتان را مانند مرواریدی میبینید که از دریا جدا شده است. حالا سوال اینجاست که روح من چقدر به خود وابسته است؟
دشمنت را نیستی راضی به دنیا داشتن
هر چه نپسندی به او نتوان پسندیدن به خویش
هوش مصنوعی: اگر تو از دنیا چیزی نخواهی، دشمنات هم نمیتواند از تو چیزی طلب کند. هر چه دوست نداری، او نیز نمیتواند آن را برای خود بپسندد.
آتشم اما به غیر از ذوق عشق افسرده ام
از هوای سرو قدی می زنم دامن به خویش
هوش مصنوعی: من به عشق دچار شوق و ذوقی هستم که مرا گرم میکند، اما به جز این، در دل غمگین و افسردهام. وقتی به یاد قامت زیبا و دلنواز او میافتم، احساساتم را چنان به خود مشغول میکند که دور از دنیای خود غرق در خیال میشوم.
یادگیر از صبحدم جویا سبکروحی، که صبح
گشته گنجور عجب نقدی ز نسپردن به خویش
هوش مصنوعی: از صبح زود، از روحی سبکبال یاد بگیر، زیرا صبح، گنجی را به همراه دارد که از دست ندادن آن به خودت برمیگردد.