برگردان به زبان ساده
یادش از شوخی به دل ما را نمی گیرد قرار
پرتو خورشید در دریا نمی گیرد قرار
هوش مصنوعی: یاد آن شخص با شوخیهایی که داشت، همچنان در دل ما میماند و آرامش نمیدهد. مثل اینکه نور خورشید در دریا نمیتواند در جایی آرام بگیرد.
سوز عشقت چون شرر در کاغذ آتش زده
در سراپایم دمی یکجا نمی گیرد قرار
هوش مصنوعی: عشق تو مانند شرارهای است که کاغذ را آتش میزند و در وجودم پخش شده است؛ به طوری که هیچگاه آرام و قرار نمیگیرم.
رحشتم از بسکه با آزادگی خو کرده است
گرد ما بر دامن صحرا نمی گیرد قرار
هوش مصنوعی: آرامش روح من به قدری با آزادی گره خورده که در کنار طبیعت و دشت، هیچگاه راحت و قرار نمیگیرم.
نیستی آگه زحسن خویش کز بی طاقتی
در کفت آیینه چون دریا نمی گیرد قرار
هوش مصنوعی: تو از زیباییهای خود آگاه نیستی و از شدت بیتابی، آینهای در دستانت مانند دریا، آرامش نمییابد.
شیشهٔ دل کی تواند سوز عشقت را نهفت
این شرار شوخ در خارا نمی گیرد قرار
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند آتش عشق تو را در دل شیشهای پنهان کند؛ این شعلهی سرکش به راحتی آرام نمیشود و در دل سنگی هم نمیماند.
بازوی صبرم کند کوه تحمل را زجای
بیقراری در دل جویا نمی گیرد قرار
هوش مصنوعی: صبر من همچون کوهی است که تحمل میکند، اما در دل من نشانهای از آرامش نیست و فقط بیقراری وجود دارد.