برگردان به زبان ساده
گذشتم از سر عشقت من و خیال دگر
گل دگر چمن دگر و نهال دگر
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو از همه چیز دیگر گذشتم؛ از هر گلی، از هر دشت و از هر درختی.
بس است در شب هجر توام توانایی
همین قدر که زحالی روم بحال دگر
هوش مصنوعی: در شب جدایی تو، دیگر نمیتوانم بیشتر از این تحمل کنم و تنها میتوانم به این فکر کنم که از این درد و رنج به حالت دیگری بروم.
امیدوار به عفوم، چنانکه می ترسم
مباد بیم گناهم شود و بال دگر
هوش مصنوعی: من به عفو و بخشش امید دارم، اما در عین حال میترسم که نگران گناهانم شوم و این نگرانی دچار دردسر بیشتری برایم شود.
نشست تا به دلم چون نگین بر انگشتر
فزوده جوهر حسن ترا جمال دگر
هوش مصنوعی: نشستهام تا زیباییات را مانند جواهری در انگشتر دلم حفظ کنم و ویژگیهای بیکران زیباییات را در خود نگهدارم.
ز آه ما که شد امروز تیره آینه ات
کشیده ایم ز روی تو انفعال دگر
هوش مصنوعی: از غم و اندوه ما امروز آینه چهرهات تار شده است، ما دیگر نتوانستهایم از چهره تو تأثیر بپذیریم.
ز قید نفس رهایی بسعی ممکن نیست
ز دام خویش پریدن توان به بال دگر
هوش مصنوعی: برای آزاد شدن از قید نفس، تلاش و کوشش کافی نیست و تنها میتوان با تغییر رویه و دیدگاه به سوی پرواز و رهایی رفت.
شنیدن خبر مرگ همگنان جویا
بس است هر دل زنده گوشمال دگر
هوش مصنوعی: خبر مرگ دیگران برای دل زنده کافی است، چرا که هر کسی با شنیدن آن به یاد سرنوشت خودش میافتد و در درونش به تفکر میپردازد.