برگردان به زبان ساده
ترک دنیا باعث نیکویی حال تو شد
همچو موج افشاندن دستی پر و بال تو شد
هوش مصنوعی: ترک کردن دنیا باعث بهبود وضعیت تو شده است، مانند موجی که دست و بال تو را به جلو میکشد.
ریخت گرد خط به گرد عارضت زان کز حیا
گردش رنگ آسیای دانهٔ خال تو شد
هوش مصنوعی: رخسار تو همچون دانهای است که با زیبایی و حیا، رنگی خاص و دلربا به خود گرفته و به دور آن خطی جالب و زیبا ایجاد شده است.
هر طرف سرو روانت در خرام آمد به ناز
چشم مردم همچو نقش پا به دنبال تو شد
هوش مصنوعی: هر کجا که تو با حال ناز و زیبایت حرکت کنی، مثل اینکه دیگران به تو نگاه میکنند و به دنبالت میآیند، نقش و اثر تو در دل آنها میماند.
خیرگی با سایه پرورد نزاکت کافری است
ای نگه آن صفحهٔ رخسار پامال تو شد
هوش مصنوعی: بدیعنگری و زیباییطلبی، گاهی میتواند باعث غافلگیری و کفران نعمتها شود. نگاه کن، چهرهٔ زیبا و دلنواز تو، در سایهٔ آن همه ظرافت و لطف، تحت تأثیر قرار گرفته و آسیب دیده است.
قامتش در خاک و خونم با زبان حال گفت
عاقبت کار تو شد گفتم به اقبال تو شد
هوش مصنوعی: قد و قامت او در خاک و خون است و با حالتی خاص به من گفت که سرانجام کار تو به اینجا رسید. من در پاسخ گفتم که این نتیجهی شانس و اقبال تو بود.
عندلیب گلشن قدس است دل جویا ولی
رشتهٔ بال و پر او طول آمال تو شد
هوش مصنوعی: پرندهای خوشنوا در باغ بهشت دل کسی را میجوید، اما آرزوهای تو باعث شده است که پروازش سختتر شود.