برگردان به زبان ساده
دل مرا در پیری از قهر الهی میتپد
تا قدم قلاب شد تن همچو ماهی میتپد
هوش مصنوعی: دل پیرم به خاطر قهر الهی میتپد و جسمم همچون ماهی در تلاطم و بیقراری است.
عشق زور آورد و تن خواهی نخواهی میتپد
دل ز قلاب محبت همچو ماهی میتپد
هوش مصنوعی: عشق به قدری قوی و اثرگذار است که دل، چه بخواهیم و چه نخواهیم، به شدت میکوبد و مانند ماهی که در قلاب گیر کرده، بیتابی میکند.
یاد حسن شعلهناک آتشافروز دلت
بیتو در چشمم سپندآسا سیاهی میتپد
هوش مصنوعی: یاد حسن با شعلههای روشنش، در دل من آتش میافروزد و بدون تو در چشمانم تیرگی و دلمشغولی مانند آتش سوزان تپش دارد.
نسترن زار بناگوشی به یادم آورد
در برم دل از نسیم صبحگاهی میتپد
هوش مصنوعی: گل نسترن با عطر و زیباییاش مرا به یاد خاطرات خوبی میاندازد و احساسی شاداب و سرزنده در دلم ایجاد میکند که انگار نسیم صبحگاهی به من زندگی تازهای میدهد.
بسکه از تیغش دم آب دگر را تشنه است
زخم بر اندام من مانند ماهی میتپد
هوش مصنوعی: زخم بر تن من به قدری عمیق و دردناک است که همچون ماهی در حال تپیدن و ناآرامی است، و این درد به قدری شدید است که دیگران را نیز به تشنگی وادار میکند.
چون دل از شوق کنارم در شب بیداد او
تا نگردیده است اشک از دیده راهی میتپد
هوش مصنوعی: در شبی که معشوق باعث بیداد و اندوه من شده، دل من از شوق و محبت به او همچنان میتپد و چشمهایم هنوز اشک نمیریزند.
در هوای گرم سیر عشق آسایش مجوی
موج بحر از تشنگی اینجا چو ماهی میتپد
هوش مصنوعی: در گرمای عشق، به دنبال آرامش نباش. در اینجا، مانند ماهی در آب، از عطش رنج میکشی و مثل امواج دریا به تلاطم میافتی.
در حریم رحمتش غیر از گنه را بار نیست
چون گنهکاران دلم بر بیگناهی میتپد
هوش مصنوعی: در آستانه رحمت الهی، جز گنهکاران جایی برای دیگران وجود ندارد. از این رو، دل من برای کسانی که بیگناه هستند، میتپد.
زین گنه جویا که رفتم از حریم خاطرش
چون دلم دایم زبان عذرخواهی میتپد
هوش مصنوعی: از این گناه بپرس که چرا از حریم دل او دور شدم، زیرا دلم همیشه در حال عذرخواهی است.