برگردان به زبان ساده
پیش از آن دم که قضا در پی ایجادم بود
عکس رخسار تو در آینهٔ یادم بود
هوش مصنوعی: قبل از آنکه سرنوشتم به وجود آید، تصویر صورت تو در یاد من بود.
هست دل در طلب هر چه میسر نبود
آنچه از دیده نهان بود پریزادم بود
هوش مصنوعی: قلب من در جستجوی هر آن چیزی است که دست نیافتنی است، و آنچه که از نظر دور است، همان چیزی است که روح من به آن تعلق دارد.
همچو برگی که زگل بر سر خاری ریزد
دور ازو بر مژه لخت دل ناشادم بود
هوش مصنوعی: مانند برگی که از گل بر روی خار میافتد و دور از آن میچرخد، من نیز بر مژههای دل شادابم، اما از شادابی دورم.
صید دل شکر که منت کش صیاد نشد
موج خوناب جگر خنجر فولادم بود
هوش مصنوعی: دل شیرینی که میخواستم شکار کنم، نیاز به کسی نداشت که به من رحم کند. آن موجی از درد و اندوهی که درونم وجود دارد، مانند خنجر تندی است که به قلبم نفوذ کرده است.
لب فرو بستنش امروز ز اندیشهٔ غیر
سیر آهنگ تر از شوخی فریادم بود
هوش مصنوعی: امروز او برای تأمل در مورد دیگران سکوت کرده است، ولی این سکوتش به اندازهای عمیق و جدی بود که بیشتر شبیه به فریادی بوده که در دلش میجوشید.