برگردان به زبان ساده
ز بس تمکین تکلم بر لبش اسرار را ماند
ز بس شوخی ستادن در رهش رفتار را ماند
هوش مصنوعی: به خاطر آرامش و زیبایی کلام او، رازها روی لبهایش باقی ماندهاند و به خاطر شوخیهایی که در راه او بوده، رفتارها و حالتها نیز در خاطر متوقف شدهاند.
نهال جرأتم را نیست باری با جگر داری
به چشمم پنجهٔ شیران گل بی خار را ماند
هوش مصنوعی: نهال شجاعتم را در دل خود نمیتوانستم تحمل کنم، در چشمانم مانند پنجههای شیر، گلهایی را میبینم که بدون خار هستند.
ز بس دور از تو در گرد کدورت گشته ام پنهان
شکست رنگ رویم رخنهٔ دیوار را ماند
هوش مصنوعی: به خاطر دوری از تو، در غم و تیرهروزی به سر میبرم. به طوری که رنگ رویم به شدت کمرنگ شده و شبیه ترکهای روی دیوار شده است.
شبم از روی او روز است و روز از زلف مشکین شب
به راه جستجو شبگیر ما ایوار را ماند
هوش مصنوعی: شب من به خاطر زیبایی او همچون روز روشن است و روز درگیر زلفهای مشکین اوست. در این جستوجو، صبحگاهان ما مانند آفتاب سر میزند.
به چشم آنکه کرد از حسن معنی چشم دل روشن
به گردون مهر تابان صورت دیوار را ماند
هوش مصنوعی: چشمی که زیبایی را با وجود خود درک کند، همچون دلی روشن و پر از عشق به آسمان مینگرد، و تصویری زیبا و درخشان از دنیای بیرون را میبیند که شبیه دیواری با صورتی تابناک است.
سرم برگرد دل از فیض یادش بسکه می گردد
دلم در سینه جویا نقطهٔ پرگار را ماند
هوش مصنوعی: سرم را برگرداندم و دل از یاد او پر شده است. چنان میگردد دلم در سینهام که مانند نقطهای در حرکت است و نمیداند کجا را نشانه بگیرد.