برگردان به زبان ساده
چو یادم ابروی آن ماه عالمگیر می آید
نفس از سینه ام بر لب دم شمشیر می آید
هوش مصنوعی: وقتی به یاد ابروی آن ماه زیبا میافتم، نفس از سینهام بیرون میآید و گویی شمشیر بر لبم نشسته است.
سبکروحان کنند از بادهٔ کوچکدلی مستی
به بزمم از لب پیمانه بوی شیر می آید
هوش مصنوعی: سبکروحان در اثر شراب دلپسند، در جشن و میهمانی خاصی غرق میشوند و از لبهٔ پیمانه بوی شیرینی و خوشبویی به مشام میرسد.
به که گسترده زلف او بساط دلفریبی را
که از دلها صدای شیون زنجیر می آید
هوش مصنوعی: آن که موی او را به زیبایی پراکنده است، فضایی دلنشین برای جذب عاشقان فراهم کرده است که به خاطر عشقش زنجیر دلها صدای ناله و شیون را برمیانگیزد.
زفیض بیخودی منظور اهل دید خواهی شد
به گوشم این نوا از عالم تصویر می آید
هوش مصنوعی: اگر از حالت بیخودی بهرهمند شوی، نظر اهل بصیرت را جلب خواهی کرد. این آهنگ از دنیای تصویر و خیال به گوشم میرسد.
به روی بوریای فقر با آلایش دنیا
منه پای هوس زین بیشه بوی شیر می آید
هوش مصنوعی: در دنیای فقر و دشواری، نباید به تمایلات و هوسهای دنیوی توجه کرد، زیرا بوی شیر، نماد پاکی و معنویت، از این جنگل به مشام میرسد.
چرا منت کش اندیشهٔ بیجا کنی دل را
که از تدبیر آید آنچه از تقدیر می آید
هوش مصنوعی: چرا به خاطر افکار نادرست خودت را ناراحت میکنی؟ به یاد داشته باش که آنچه در زندگی برایت مقدر شده، به تدبیر تو بستگی ندارد.
دلم بشکفت زیربار کهسار غم از یادش
از این گلزار بوی گلشن کشمیر می آید
هوش مصنوعی: دل من به خاطر سنگینی غم، در زیر فشار مشکلات، شکفته و روشن شده است. از یاد او در این باغ، بوی بهشت کشمیر به مشام میرسد.
مزاج کودکان در پیری ام چون صبحدم باشد
هنوزم از دهان خشک بوی شیر می آید
هوش مصنوعی: مزاج و حال و هوای من در پیری مانند کودکانهای است که هنوز شاداب و سرزنده است. همچنان که در صبح زود بوی شیر از دهان بچهها به مشام میرسد، من نیز در این سن و سال از احساسات و آرزوهای جوانی جدا نشدهام.
چسان بی او به گلگشت چمن راضی شوم جویا
که بر رویم نسیم گل دم شمشیر می آید
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم بدون او در باغ گل خوشحال باشم، در حالی که نسیم گل به صورت من مانند شمشیر میوزد؟