برگردان به زبان ساده
امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شد
بازار گل فروشی رخسار گرم شد
هوش مصنوعی: امشب در کنار محبوب، فضای نشاط و شادابی حاکم شده است و مانند بازار گلها که همیشه پررونق است، چهره محبوب نیز درخشان و باطراوت شده است.
جان را ز فیض عشق تعلق بود به جسم
چندان بتافت مهر که دیوار گرم شد
هوش مصنوعی: جان از برکت عشق به جسم وابسته است، بهطوریکه محبت آنچنان تابید که دیوار گرم شد.
بر من از این باده مپیما می نگاه
سوزد دلم به سینه که بسیار گرم شد
هوش مصنوعی: نگاه کن به من که این بادهٔ عشق، چقدر برای قلبم آتشین است؛ دلم درمیسوزد و این احساس بسیار شدید شده است.
برداشت چون نقاب ز رخ بزم در گرفت
هنگامه ای ز شعلهٔ دیدار گرم شد
هوش مصنوعی: وقتی که پرده از چهرهٔ معشوق کنار رفت، فضای جشن پر از شور و هیجان شد و احساسات به شدت تحت تاثیر زیبایی او قرار گرفت.
جویا چو مهر مطلع انوار فیضهاست
آن سرکه از پیالهٔ سرشار گرم شد
هوش مصنوعی: وقتی که جویای دانش و نور هستی، مانند خورشید که نورش را میتاباند، آن سرکه که با گوشت داغ در هم میآمیزد، به گرم شدن ادامه میدهد.