برگردان به زبان ساده
سراپا را چو در رخت زمردفام میپیچد
به خود چون تاک سرو از رشک آن اندام میپیچد
هوش مصنوعی: وقتی که لباس سبز رنگی به تن دارد، تمام وجودش را در بر میگیرد و شبیه به این است که مانند تاک، به خاطر زیبایی آن بدن، خود را به اطراف میپیچد.
حیا دارد لبش را این قدرها کمسخن با ما
چو برگ غنچه از شرمش زبان در کام میپیچد
هوش مصنوعی: لبهای او به قدری حیا دارد که مثل برگ غنچه، در گفتگو با ما کمتفصیل است و از شرم، زبانش به درون دهانش میپیچد.
چو عکس لعل او در ساغر می آتش اندازد
ز بیتابی به خود گردابآسا جام میپیچد
هوش مصنوعی: وقتی که تصویر زعفرانی او در جام شراب ظاهر میشود، از شدت شعف و بیتابی، شراب مانند گرداب دور خود میچرخد.
شکست امروز خم از سنگ جورش محتسب را بین
که بر بیدست و پایی با هزار ابرام میپیچد
هوش مصنوعی: امروز خم شکسته شده است، دقت کن که محتسب چطور با وجود اینکه دست و پایی ندارد، با هزاران تلاش و اصرار، به دور آن میچرخد.
گلوی تر نسازد باده جویا دور از آن محفل
مِیَم گردابسان بیلعل او در کام میپیچد
هوش مصنوعی: شراب خوشگوار را نوشیدنی نکن که دور از آن محفل می، مانند دوری از گرداب است و بیپایان دلی را غرق میکند.