برگردان به زبان ساده
کردی چو کباب ستم عشوه گری چند
یابی نمک گریهٔ خونین جگری چند
هوش مصنوعی: وقتی که مانند کباب به خاطر ظلم و فریب دیگران در آتش میسوزی، چقدر میتوانی از درد و غم دل، اشک بریزی؟
در راه تمنای تو بی پا و سری چند
از دیده برون ریخته لخت جگری چند
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و خواستههای تو، چندین بار بیهدف و بیخبر، از چشمانم اشکها و دردهایی همچون تکههایی از دل ریخته شده است.
بشکن قفس سینه و بر باد ده ای آه
از لخت جگر لاله صفت بال و پری چند
هوش مصنوعی: آه، از دل شکستهات رها شو و نگذار که غمها به تو تسلط پیدا کنند. با احساسات واقعیات آزادانه پرواز کن و به زندگی رنگ و جلا ببخش. نگذار که درد و رنج تو را محدود کند، بلکه اجازه بده که زیباییهایت در آسمان دلانگیزت بدرخشند.
از فطرت عالی بدافلاک نگویم
حیف است کنم شکوهٔ بی پا و سری چند
هوش مصنوعی: نمیخواهم از ویژگیهای بلند و برتر انسانی صحبت کنم، چون دلایل و مشکلاتی که دارند، واقعاً بیفایده و ناپسند است.
ای مرغ نگه بی رخ او گرم طپش باش
بر باد ده از پلک و مژه بال و پری چند
هوش مصنوعی: ای پرنده نگهبان، با وجود او که بر دل آتش میزند، در دلت تپشها را حفظ کن و از چشمان و مژگانش، بال و پر زیادی به پرواز درآور.
فریاد که در هند سیه بختی هجران
مویی شده ام از غم نازک کمری چند
هوش مصنوعی: شکایت میکنم که در سرزمین هند، به خاطر جدایی و غم، موهایم به خاطر اندوه به شدت ریخته است، همچنان که کمری نازک به تعداد چند ابر حسرت را در دل دارم.
در مدرسهٔ عشق تو شاگرد جنون است
از پیر خرد یافته جویا نظری چند
هوش مصنوعی: در فضای عشق، من به گونهای دیوانهوار درس میآموزم و از فرد دانایی خواستار نظرات و دیدگاههایش هستم.