برگردان به زبان ساده
ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزد
چه طاوسی است رنگین جلوه کز گلزار برخیزد
هوش مصنوعی: اگر از دل شکسته و پراز درد، آهی برآید، چه زیبایی و شکوهی دارد، مانند طاووسی رنگارنگ که از گلی در باغ برمیخیزد.
ترا گر بر دل بیدرد ناخن می زند گاهی
مرا پهلو درد هر نغمه ای کز تار برخیزد
هوش مصنوعی: وقتی تو با درد دل و بیتوجهی به من آسیب میزنی، من نیز در قلبم احساس ناراحتی میکنم. هر نغمهای که از تار میآید، برایم مانند درد پهلوست.
ز بیدادش دلم چون غنچه گر لبریز خون باشد
نوای شکوه حاشا کز لب اظهار برخیزد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر ناعدالتی او مانند غنچهای است که پر از خون شده باشد، اما هرگز صدای شکایت و گلایه از لبانم بیرون نخواهد آمد.
به غیر از نوک مژگانم که لخت دل به بار آرد
کجا از دستهٔ خاری گل بی خار برخیزد
هوش مصنوعی: به جز نوک مژههایم که دل را به بار میآورد، کجا میتوان از دسته خاری، گلی بدون خار برداشت؟
به صد رنگینی آه جگر پاش از دل خونین
نگه از دیده ام در حسرت دیدار برخیزد
هوش مصنوعی: به هزار رنگ و به زیبایی، آهای از دل شکستهام بیرون میآید، در انتظار دیدارت، اشک از چشمم میریزد.