برگردان به زبان ساده
مستور گشت رویش زیر نقاب نیمی
گویی که منکسف شد از آفتاب نیمی
هوش مصنوعی: چهره او زیر پوششی پنهان شده است، به گونهای که نیمی از آن میگوید که از تابش آفتاب محجوب شده است.
چون برگ لاله را هر لخت دلی ز داغت
خون گشته است نیمی، گشته کباب نیمی
هوش مصنوعی: هر بار که یاد تو به دلم میافتد، به اندازهی برگهای لاله، دلم به شدت جریحهدار میشود؛ نیمی از آن به خاطر غم و درد، و نیمی دیگر به خاطر عشق و حرارت.
در حیرتم که چون رفت از خط تمام حسنش
بایست گردد آن رو بی آب و تاب نیمی
هوش مصنوعی: من در سوچ و حیرتم که وقتی زیبایی او از خط و نشانش میرود، آن چهرهی بیتاب و آب چهگونه خواهد بود.
در دور رخ خط او نام خدا چو ماه است
بیرون ابر نیمی، زیر سحاب نیمی
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی چهرهی محبوب اشاره شده است که مانند نام خدا، نورانی و درخشان است. همچون ماه که بخشی از آن در پشت ابری پنهان است و بخشی دیگر نمایان است، زیبایی محبوب نیز در جلوه و خفا به نمایش درآمده است.
از لطف و قهرش امشب پیمانهٔ دل من
نیمی پر از شراب است پرخون ناب نیمی
هوش مصنوعی: امشب به خاطر محبت و خشم او، دل من نیمی از شراب ناب و پرخون پر شده است.
جویا شب وصالش نصف دلت شده خوش
بنمود چهره اما از بس حجاب نیمی
هوش مصنوعی: در جستجوی شب وصال او، دل من نصف شده است. چهرهاش زیبا به نظر میرسد، اما به خاطر حجابش، نمیتوانم تمام حقیقت او را ببینم.