برگردان به زبان ساده
در تعب باشد روانت تا گرفتار تنی
آمد و رفت نفس تا هست در جان کندنی
هوش مصنوعی: جان تو در حال استراحت و خواب است و به همین دلیل در دنیای خواب و خیال سیر میکند. زمانی که جسم و نفس تو در حال رفت و آمد هستند، این روح توست که همچنان در پی امور معنوی و روحانی است و به همین خاطر حالت بیتابی و حرکتی در درونت وجود دارد. تا زمانی که زندگی در این دنیا ادامه دارد، باید با این حالتی که برای تو میآفریند کنار بیایی.
رفته ام از بس فرو در قلزم اندیشه ات
می کند مانند گردابم گریبان دامنی
هوش مصنوعی: من از فکر عمیق تو دور شدهام، گویی که در گرداب افتادهام و نمیتوانم خود را از آن آزاد کنم.
می شود نخل برومندی که غم بار آورد
هر که کارد در فضای سینه تخم دشمنی
هوش مصنوعی: هر کسی که در دل خود کینه و دشمنی داشته باشد، میتواند این درد و غم را به زندگیاش راه دهد، حتی اگر همانند نخل بلندی باشد.
چشم مستش با دماغ شیرگیر از هر نگاه
می کند در جام طاقت بادهٔ مردافکنی
هوش مصنوعی: چشم مست او که زیباست، با بینی خوش فرم و جذابش، از هر نگاهی به لیوانی که پر از شراب قوی است، نظری میاندازد.
چند می لافیده باشی در فنون عاشقی
گر زنی آن چشم پر فن را فنی، اهل فنی
هوش مصنوعی: هر چقدر هم که در عشق صحبت کنی و ادعا داشته باشی، اگر نتوانی با آن چشم جذاب و باهوش ارتباط برقرار کنی، در واقع هیچ مهارتی نداری.
کس نیارد دید اندام ترا از فرط نور
می کند خورشید را عریان تنی پیراهنی
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند جمال و زیبایی تو را ببیند، زیرا نور چنان فراوان است که باعث میشود خورشید نیز برهنه و بدون لباس به نظر برسد.
با تجلی زار حسنش لاف هم چشمی زند
کیست جویا همچو شمع بزم دیگر کشتنی
هوش مصنوعی: با زیبایی خیرهکنندهاش، کسی جرات میکند خود را مقایسه کند؟ کسی مثل شمعی در مهمانی روشنایی دیگری را میکشد و به نوعی فانی است.