کشید شور جنونم سوی بیابانی
که نه فلک بودش گرد طرف دامانی
ز من غزال هوس کرده صد بیابان رم
دلم به سینه چو شیری است در نیستانی
شب وصال چه حاجت به باده پیمایی
بس است باده و نقلم لبی و دندانی
دلم ز یاد نگاهش به خویش می لرزد
هزار خنجر مژگان و او، من و جانی
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: چکامه
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
کشید شور جنونم سوی بیابانی
که نه فلک بودش گرد طرف دامانی