برگردان به زبان ساده
گشاید بر رخت درهای فیض از یمن هشیاری
کلید قفل چشم بسته نبود غیر بیداری
هوش مصنوعی: در اینجا به این معناست که وقتی انسان به حالتی از بیداری و هشیاری میرسد، درهایی از نعمت و فیض به روی او گشوده میشود. قفلهایی که مانع از دیدن حقیقت هستند، فقط با بیداری و هوشیاری باز میشوند. در واقع، تنها با آگاهی است که میتوان به جواهرات زندگی و معنای عمیقتری از وجود پی برد.
دماغ ناتمام نیم جان می سازد ای ساقی
حباب آسا مرا برپای دارد فیض سرشاری
هوش مصنوعی: نفس نیمه جان و ناتمامی که دارم، مانند حبابی است که با کمک تو، ای ساقی، سرپا میماند و از فیضی سرشار برخوردار است.
اگر یکبار گلهای تماشا چیند از رویت
کشد بلبل به گلشن از خیابان خط بیزاری
هوش مصنوعی: اگر یک بار زیباییهای تو را ببینم، بلبل از روی نارضایتی از خیابانها دور میشود و به گلستان میرود.
به مردم روشن است از موی مژگان تو این معنی
که از بیمار داری نیست افزون ضعف بیماری
هوش مصنوعی: مردم به خوبی متوجه هستند که زیبایی و لطافت موی مژگان تو نشاندهنده این است که حال و روز تو به خاطر بیماری چندان بد نیست و ضعف تو تنها به خاطر بیماریت است.
فلک را با تو کاری نیست تا خاک رهی، جویا!
نپیچیده است دست زور هرگز پنجهٔ زاری
هوش مصنوعی: آسمان و سرنوشت تو را بیتوجهی میکند، ای جویا! هیچگاه قدرت چنگال سختی نتوانسته بر زندگی کسی تسلط پیدا کند.
ای که از سر تا به پا لبریز معنی چون خمی
بر مدار از خویشتن دست طلب در خود گمی
هوش مصنوعی: ای کسی که از سر تا پا پر از مفهوم و معنا هستی، مانند خمی که به دور خود میچرخد، از خویشتن جدا شو و در جستجوی طلب، خود را در معنا گم کن.
گوهر معنی است پنهان در تو خود را کم مگیر!
خویشتن را قطره می پنداری، اما قلزمی
هوش مصنوعی: درون تو یک گنج بزرگ و با ارزش نهفته است، خود را کوچک و بیارزش نشمار! تو ممکن است خود را تنها یک قطره تصور کنی، اما در حقیقت دریایی هستی.
یک نفس در دیده کی آرام می گیرد نگاه
هر قدر بگریزی از مردم، عزیز مردمی
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که از مردم دوری کنی و تلاش کنی که از نگاه دیگران دور بمانی، در دل و چشم دیگران جایگاه خودت را داری و نمیتوانی از محبت و توجه آنها فرار کنی.
پای تا سر در پی روزی، دهانی و شکم
تا تو چون دست آس سرگردان مشت گندمی
هوش مصنوعی: تمام وجودت در پی روزی است، به گونهای که زبان و شکمت مانند دست آس، در جستجوی خوراکی سرگردانند.
کی بود کامل جنون را فکر پاییز و بهار
نارسی، زان در رسیدنها به بند موسمی
هوش مصنوعی: هیچکس فکر کامل دیوانگی را ندارد، مانند اندیشهای که درباره فصل پاییز و بهار نارس میشود. از این رو، در زمانهایی که به فصلها میرسیم، در قید و بند تغییرات فصلی هستیم.
دور چشم بد زتمکین تو کاندر بزم می
از شراب لعل گون کوه بدخشان چون خمی
هوش مصنوعی: دور چشم بد از قدرت تو در مجلس می گساری، از شراب رنگین همچون لعل که از کوه بدخشان می آید، مانند خمیدهای که در حال نوشیدن است.
کو صفاهان تا نهی جویا به سر تاج مراد
تا به هندی همچو طاووس از پی زیب دمی
هوش مصنوعی: به دنبال صفاهان باش تا خواستهات را به دست آوری، چون طاووس که به زیبایی هند معروف است، در پی لحظهای زیبا بگرد.