برگردان به زبان ساده
دوش بر قلب دل غم زده غافل زده ای
بس شبیخون ز رخ و زلف که در دل زده ای
هوش مصنوعی: دیشب قلبی که غمگین بود را بیخبر از دردش تحتتأثیر زیباییات قرار دادی، چرا که زیبا رویی و مویهایت در دل اثر گذاشت.
حیف از آن دل که در تو در بند تمنا داری
در خلوتگه جان را به هوس گل زده ای
هوش مصنوعی: حیف است که دلی در تو درگیر آرزوها باشد، در حالی که در دل شب و در تنهایی، جانش را به آرزوی گل زیبا مشغول کرده است.
دست توفیق شد و دامن مقصد بگرفت
پشت پایی که تو بر هستی باطل زده ای
هوش مصنوعی: دست توفیق به کمک تو آمده و هدف را در دامن خود گرفته است، در حالی که تو با قدمهای نادرست خود بر روی این دنیا تأثیر گذاشتهای.
آرزو بند گرانیست به پای طلبت
مهر از داغ تمنا به در دل زده ای
هوش مصنوعی: آرزوها به گونهای سنگین و مشکل هستند و به خاطر عشق و خواستهات، دلت را با عشق و دلتنگی پر کردهای.
کی بجز پنجهٔ عشقش بگشاد جویا
عقده ای را که تو در کار خود از دل زده ای
هوش مصنوعی: کیست جز عشق او که بتواند قفل دل کسی را بگشاید که به خاطر دردهایش در زندگی به تنگ آمده است؟