برگردان به زبان ساده
ای شوخ قوشجی که ز بیداد خوی تو
اغری دویده باز نگاهم به سوی تو
هوش مصنوعی: ای شوخ و بازیگوش، تو که از ظلم و ستم خود باعث فرار پرندهها شدهای، هنوز هم نگاهی به تو دارم.
چشمی سیاه کرده همانا به روی تو
هر حلقه ای که گشته نمایان ز موی تو
هوش مصنوعی: چشمهای سیاه زیباییات همچون حلقههایی است که از موهای تو نمایان شدهاند.
دور می اش ز حلقهٔ ماتم دهد نشان
بزمی که نقل او بود گفتگوی تو
هوش مصنوعی: اگر میگساری از حلقهٔ گرامیداشت و یادبود دور شود، نشانی از جشنی به دست میآید که گفتگو و صحبت تو دربارهٔ آن است.
افتد به شیشهٔ خانه افلاک رخنه ها
بالد هوا به خویشتن از بس ز بوی تو
هوش مصنوعی: بادها به فضای خانهی آسمان رخنه میکنند و از شدت بوی تو، به خود میبالند.
زایل نگشت رنگ خجالت ز چهره اش
شرمنده گشته است گل از بس ز روی تو
هوش مصنوعی: چهرهاش از روی تو خجالتزده و شرمنده شده است، به طوری که رنگ گل نیز به خاطر این موضوع، زایل شده و دیگر زیبایی خود را ندارد.
بی تو نه ایم نیم نفس گرچه عمرهاست
از خویش رفته یم پی جستجوی تو
هوش مصنوعی: بدون تو، من حتی یک لحظه هم نمیتوانم نفس بکشم، هرچند که سالهاست از خودم دور شدهام و در جستجوی تو هستم.
بی شک به رنگ آینه صاف است باطنش
هر کس که او نگفته خوش آمد به روی تو
هوش مصنوعی: بدون شک باطن هر فردی مانند رنگ آینه، شفاف و روشن است. هر کسی که به تو نگفته که خوشحال است یا به تو خوش آمد نمیگوید، نشاندهندهی واقعیات درونی او است.
زین بحر قانع ار شده باشی به قطره ای
جویا بجا بود چو گهر آبروی تو
هوش مصنوعی: اگر از این دریا راضی باشی به یک قطره، این قطره برای تو به اندازه یک گوهر ارزشمند است.